آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥ - تربیت صحیح
را به یمن فرستاد، وقت رفتن، این چند جمله را به او فرمود: «بَشِّرْ وَ لاتُنَفِّرْ، یسِّرْ وَ لا تُعَسِّرْ» به مردم نوید بده، بشارت بده، مردم را تشویق کن، نترسان؛ طوری اسلام را برای مردم بیان نکن که از آن وحشت کنند، آنقدر سخت و مشکل برای مردم بیان نکن که از اول بگویند چه کار سختی! مطلب را طوری بگو که بفهمند تو اصلًا چیز خوب برایشان آوردهای و شوق و رغبتشان به سوی آن تحریک بشود. «یسِّر وَ لا تُعَسِّرْ» در کارها آسان بگیر، سخت نگیر؛ درست عکس عملی که غالباً ماها میکنیم، آنقدر سخت میگیریم که [مردم را از اسلام بیزار میکنیم.]
در آن حدیث معروف هست که حضرت صادق علیه السلام همین موضوع را به اصحابشان نصیحت میکردند، فرمودند: مردم را که دعوت میکنید آنها را نترسانید، سختگیری نکنید. بعد فرمود: روش ما اهل بیت بر سهولت و سماحت و آسانی است و روش دیگران (خوارج و دیگران) بر سختگیری است. آنگاه حضرت آن مثل معروف را که لابد همه شنیدهاید ذکر کردند، فرمودند: مرد مسلمانی بود و همسایه غیرمسلمانی داشت و آن مسلمان مرد زاهد و عابدی بود. کمکم در دل این غیرمسلمان میل به اسلام پیدا شد (معلوم میشود آن عابد تعصبی نداشته)، به همسایهاش مراجعه کرد و مسلمان شد. همسایه خیلی اظهار تشکر کرد. همان شب اوّلی که او مسلمان شد، هنگام سحر یک وقت تازه مسلمان دید درِ خانهاش را میزنند، تعجب کرد که این وقتْ در زدن یعنی چه؟! آمد گفت چیست؟ گفت من رفیق مسلمانت هستم. امری داشتی؟ گفتم الآن وقت مسجد است برویم مسجد.
بسیار خوب. این بیچاره را سحر بلند کرد برای نماز شب خواندن. رفتند و دستور نماز شب به او داد و نماز شب خواندند. گفت تمام شد؟ گفت نه، نماز صبح را هم بخوانیم، و بعد تعقیبات نماز صبح. تا بعد از آفتاب او را معطل کرد. بعد گفت روزه هم مستحب