آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٨ - استدلال بر معاد از راه توحید
است، ٩٩% آن به او مربوط نیست، به دستگاه خلقت مربوط است: « أَفَرَأَیتُمْ ما تُمْنون.أَ انْتُمْ تَخْلُقونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقونَ » [١]،«أَفَرَأَیتُمْ ماتَحْرُثونَ.أَ انْتُمْ تَزْرَعونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّارِعونَ» [٢]استدلال بر معاد از راه توحید
اگر اشیاء را از آن جهت که با خدا نسبت دارند به خدا نسبت بدهیم، هیچ فعلی از افعال خدا شبیهِ ساختن خانه برای انسان نیست. اگر کمی شبیه باشد- که شبیه بودن هم تعبیر درستی نیست- شبیه عمل کشاورز است، یعنی خداوند هرچه را که خلق میکند خلق کردن او عبارت است از رساندن اشیاء به کمال لایق خودشان. حال نهایت امر در خلقت چیست؟ آیا نهایت امر نیستی است؟ یعنی هستی برای نیستی است؟ پایان هستی نیستی مطلق است؟ یا پایان هستی، هستی است؟ پایان هستی رسیدن به حق مطلق و رفتن به سوی حق مطلق است؟
اگر کسی گمان کند که خدا این عالم را خلق کرده، بعد هم معدوم میکند، درست همان کار بچه میشود که اتاقک را درست میکند و بعد خراب میکند، دائماً درست میکند و دائماً معدوم میشود، چون در این شکل، دیگر چیزی وجود ندارد، مگر اینکه فرض کنیم خدا- العیاذ باللَّه- مثل بچهای است که میخواهد تفنن کند، او را یک موجود متفنن [بدانیم] که برای تفنن خودش کار بیهودهای را انجام میدهد، موجود میکند معدوم میکند، موجود میکند معدوم میکند، یعنی اشیاء غایت ندارند، تمام و متمم ندارند، به سوی کمال خودشان نمیروند. اما به دلیل اینکه خداوند متعال حکیم است و لاعب و بیهودهکار نیست باید بدانیم وجهه
[١]. واقعه/ ٥٨ و ٥٩.
[٢]. واقعه/ ٦٣ و ٦٤