آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤ - تعبیر فَرق در قرآن
هستند وقتی از یکدیگر تجزیه کنند و تفصیل بدهند، این را میگویند «فرق»؛ نقطه مقابل «جمع» است. اشیاء به هم پیوسته را از یکدیگر جدا کردن «فرق» است. این، هم در امور عینی و هم در امور ذهنی و فکری درست است. اگر شما یک مطلب علمی را کاملًا تجزیه کنید و بشکافید این هم باز خودش «فرق» و «تفریق» و «تفصیل» است؛ و [مفهوم] «تفصیل» در خود قرآن هم آمده. قرآن کریم میفرماید: «وَ انْ مِنْ شَیءٍ الّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ مانُنَزِّلُهُ الّا بِقَدَرٍ مَعْلومٍ» [١] هیچ چیزی نیست [٢] (با یک لحن قاطع استثناناپذیری) مگر آنکه خزائن آن در دست ماست و ما آن را به اندازه معین و معلوم و حساب شده فرو میفرستیم. در این تعبیر قرآن همه چیز فرود آمده، از آسمان فرود آمده، حتی زمین هم از آسمان فرود آمده، حتی این آسمان هم از آسمان فرود آمده؛ نه فقط زمین فرود آمده از آسمان، آسمان هم فرود آمده از آسمان، خاک و آب و باد و هوا و آتش و هر چه که شما در نظر بگیرید امر فرود آمدنی است؛ یعنی هر چیزی در نزد پروردگار حقیقتی و بلکه حقایقی دارد و خلقتش در این عالم در واقع تنزل و نزول آن حقیقت است، یا به تعبیر دیگر مثل این است که سایه آن حقیقت در این عالم اسمش میشود «امر مادی»، «امر زمانی»، «امر مکانی».
میرفندرسکی قصیده بسیار عالی حکیمانه عارفانهای دارد که از شاهکارهای ادبیات فارسی است (ادبیات به معنی اعم را عرض میکنم، یعنی ادبیاتی که شامل معنی و معرفت است). این قصیده شرح شده است؛ قصیدهای است که یک حکیم گفته نه یک شاعری که فقط میتوانسته
[١]. حجر/ ٢١.
[٢]. این دیگر اختصاص به مسئله وحی ندارد، شامل این سنگ و خاک و درخت هم هست، شامل همه چیز هست.