آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٢ - منظور از آسان کردن قرآن
مشک سنگینی که به دوششان بود همان طور میایستادند که بشنوند و استماع کنند.
بیشتر احتمال میدهند که مقصود این باشد که ما قرآن را با عباراتی فصیح و ساده و روشن [نازل کردیم] «لِلذِّکر» برای اینکه شما [متذکر و متنبه بشوید.] بعضی مثل مجمعالبیان میگویند [للذکر] یعنی «للحفظ»، که حفظ کنید، ضبط کنید. و قرآن از کتابهایی است که آمادگیاش برای حفظ شدن از هر کتاب دیگر بیشتر است. عجیب است! شعر را میشود حفظ کرد و قرآن شعر هم نیست، نثر است. یک کتاب نثر در دنیا نمیتوان پیدا کرد که بشود چهار صفحهاش را حفظ کرد و قرآن در اثر آن سلاست فوقالعادهای که در عبارات و کلماتش هست [این خاصیت را دارد.] وقتی که کلمات، خیلی سلیس باشد [زود حفظ میشود.] شما در خود شعرها میتوانید امتحان کنید. شعرهای سعدی را خیلی زود میشود حفظ کرد برای اینکه کلمات آن سلیس است یعنی هر کلمهای نسبتاً در جای خودش قرار گرفته است. بعد که انسان حفظ کرد دیر فراموش میکند چون به معنی واقعی سلاست دارد. ولی انسان اگر بخواهد یک قصیده خاقانی را حفظ کند جانش درمیآید، با اینکه قصاید او هم خیلی فصیح و بلیغ است، ولی سلاست [اشعار] سعدی را ندارد. گرچه هر شعری به دلیل شعر بودن و آهنگین بودن قابل حفظ [شدن] است، باز شعرها با هم تفاوت دارند. در میان نثرها تنها کتاب نثری در عالم که قابل حفظ کردن است یعنی اصلًا ذهن آن را برای حفظ کردن میپذیرد قرآن است. شما کتاب نثر دیگری در عالم نمیتوانید پیدا کنید که انسان بتواند عبارتهای آن را حفظ کند؛ و لهذا حفظ کردن قرآن مثل تلاوت کردن آن
میرفتند آب را از چاهها میکشیدند و به خانههای مردم میبردند.