آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١ - مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی و غذای بهشتی
مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی و غذای بهشتی
مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی رضوان اللَّه علیه که هیچ وقت این جور حرفها را نمیزد، نمیدانم یکدفعه چطور شد که مجاز شد که بگوید، داستانی یک وقت نقل کرد، یک لطف و عنایت و کرامتی نسبت به ایشان رخ داده بود که در نجف خیلی سخت مریض میشود، یک مرضی که تقریباً مشرف به موت میشود و بعد در همان حال- که میگفت دیگر خودم نمیتوانستم از این پهلو به آن پهلو بشوم [١]- او را میآورند در حرم مطهر و متوسل میشود. بعد در حرم او را ارجاع میکنند به حضرت حجت. (من الآن یادم رفته که گفت در بیداری یا در خواب، ولی بالأخره ارجاعش میکنند.) بعد میآید. گفت که آخرهای شب بود، تابستان هم بود و درِ اتاق باز بود، من در بستر بیدار بودم ولی کسان من همه در حیاط بودند. (اصلًا ساکن نجف بود، بعد آمده بود ایران.) یک شبحی را دیدم از در وارد شد و از طرف دست راست آمد تا رسید بالای سر من. (مذاکراتی را هم میگفت که بسیاری از آنها یادم نیست.) غرضم اینجاست. گفت: لقمهای به من داد و گفت بگیر بخور. من آن لقمه را خوردم، و این تعبیر او
[١]. طبیب هم بود و مرضش را میشناخته است.