آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١ - اصرار بر گناه صغیره
انسان در یک مورد بالخصوص استکبار میورزد، یعنی حقیقت بر او عرضه میشود، خودش حس میکند که حقیقت است ولی پوزش را بالا میکند و میگوید این جور نیست. یک بار است؛ بعد ممکن است توجه کند و این یک بار از بین برود. ولی اگر کسی بر همین استکبار خودش اصرار بورزد و اصرار بر این کبیره داشته باشد وای به حال چنین آدمی! البته این دیگر اختصاص به استکبار ندارد، هر گناه کبیرهای و هر گناهی همین طور است. مثلًا دروغ از گناهان کبیره است. اگر انسان دائماً دروغ بگوید و اصرار بر دروغگویی داشته باشد؛ غیبت گناه کبیره است، اصرار بر غیبت کردن داشته باشد؛ زنا، شراب [خوردن]، قمار، تکبر ورزیدن، حسد ورزیدن و اظهار حسد کردن با دیگران، همه اینها گناه کبیره است؛ حال اگر انسان بر گناه کبیره اصرار بورزد، این اصرار بر گناه کبیره تدریجاً انسان را به حالت مسخشده درمیآورد؛ و مکرر عرض کردهایم که انسان روحش بر روی عملش اثر میگذارد و عملش بر روی روحش؛ یعنی همین طور که اگر روح انسان خوب باشد عمل خوب انجام میدهد، [همچنین] عمل اگر خوب شد روح را خوبتر میکند، و همین طور اگر روح انسان فاسد بود منشأ عمل بد میشود، عمل بد هم به نوبه خودش باز روح انسان را فاسدتر میکند.
«یسْمَعُ ایاتِاللَّهِ تُتْلی عَلَیهِ» آیات خدا را که بر او تلاوت میشود میشنود، اما چه میکند؟ «ثُمَّ یصِرُّ مُسْتَکبِراً» بعد در حالی که مستکبر است اصرار میورزد بر استکبار خودش «کانْ لَمْ یسْمَعْها» گویی اصلًا چنین آیات حقی نشنیده است، به گوشش نخورده، یعنی کوچکترین اثر خوبی روی روح او نمیگذارد. «فَبَشِّرْهُ بِعذابٍ الیمٍ» یک چنین آدمی جز اینکه ما به تو بگوییم یک بشارتی، یک مژدهای به او بده، چیز دیگری باقی نمانده؛ مژده بده چنین آدمی را به عذابی دردناک. این، تعبیرِ به اصطلاح تحکمآمیز و مسخرهآمیز است.