آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠ - یک نمونه
یک نمونه
مثلًا یک حیوان پستاندار، انسان یا غیر انسان، یک زن آبستن میشود، کم کم بچه در رحم او رشد میکند. اولًا قبل از اینکه این زن به دنیا بیاید با او دستگاهی به نام «پستان» ساخته شده که با پستان مرد فرق میکند. ماههای آخر حملش که میشود تدریجاً این پستان بزرگ میشود و شیر در آن پیدا میشود به طوری که آن روزهای آخری که این بچه دارد به دنیا میآید این پستان پر از شیر و پر از مایعی است که از نظر علمی مفیدترین غذا برای آن کودکی است که از رحم به دنیا میآید. ما دو جور میتوانیم روی این [مطلب] فکر کنیم؛ یکی اینکه بگوییم تصادفاً این زن وقتی میخواست از مادرش متولد بشود دختر شد، و تصادفاً در هر دختری دستگاه شیرسازی و شیردهی به نام «پستان» و جهازاتی که شیر را میسازد به وجود آمد.
این پستان هم شیر نمیکند ولی همین قدر که بچه در رحم پیدا شد و بزرگ و بزرگتر شد، مقارن ایامی که میخواهد به دنیا بیاید تصادفاً بدون اینکه ارتباطی میان اینها باشد پرشیر میشود. این یک جور طرز تفکر است که هیچ عاقلی نمیتواند چنین احتمالی بدهد. یکی دیگر این است که خیر، در آن طرح اصلی خلقت همه اینها طرحریزی شده؛ یعنی میان پیدایش یک بچه در رحم و فعالیت کردن دستگاه پستان در وجود این زن ارتباط مستقیمی برقرار است؛ ایندو با اینکه به ظاهر با یکدیگر بیارتباط هستند، در متن واقع برای یکدیگر خلق شدهاند. اگر در متن خلقت قرار نبود بچهای در رحم این زن خلق بشود دستگاه پستان هم خلق نمیشد، و اگر دستگاه پستان در این جنس