آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١ - روح اسلام تسلیم است
انساناقامه شد عقل انسان میپذیرد. [بلکه مقصود تسلیم روح است.] [١]
پیوند پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله با خدیجه معنی نداشت که یک پیوند العیاذ باللَّه پستِ حیوانی شهوانی باشد. خدیجه ١٥ سال از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله بزرگتر بود. بعد از وفات خدیجه شصت یا شصت و پنج ساله هروقت نام او را میبردند پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله با عظمت از او یاد میکرد و گاهی اشکش جاری میشد که عایشه ناراحت میشد.
عایشه برعکس، چون جوان بود به جوانی خودش مینازید. یک دفعه هم گفت:
یک زن پیر که دیگر اینقدر اهمیت ندارد که اینقدر به او اهمیت میدهی؟ فرمود: چه میگویی تو؟ خدیجه برای من چیز دیگری بود.
در شب زفاف حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و صدّیقه طاهره علیها السلام طبق آنچه که معمول بوده- و شاید هنوز هم در بعضی دهات معمول است- وقتی عروس و داماد را داخل اتاق بردند زنها پشت در اتاق جمع شدند. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: کسی حق ندارد اینجا جمع شود، دور شوید، همه بروند. بعد از مدتی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله آمدند از آنجا بگذرند، دیدند اسماء بنت عمیس از آن نزدیکی نرفته است، فرمودند: مگر من نگفتم که کسی اینجا نباشد، تو چرا نرفتهای؟ گفت: یا رسول اللَّه! خدیجه در وقت مردن وصیتی کرد و به من گفت اسماء من میمیرم و نگران دخترم فاطمه هستم.
(زهرا علیها السلام کوچکترین دختر خدیجه علیها السلام بود.) فکر میکنم که این دختر شب عروسی در پیش دارد و در شب عروسی دختر به مادر احتیاج دارد، سخنانی دارد که فقط با مادر طرح میکند و من نیستم. به تو وصیت میکنم که مراقب شب عروسی زهرا باش. این زن میگوید که
[١]. [افتادگی از نوار است.]