آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢ - قیامت، یوم الفصل
حق. حق توأم با اینهاست. نه صرفاً میگوید برای حق، اصلًا حق توأم با اینهاست. از ذات حق جز حق صادر نمیشود، از ذات حق باطل صادر نمیشود «وَ لکنَّ اکثَرَهُمْ لایعْلَمونَقیامت، یومالفصل «
انَّ یوْمَ الْفَصْلِ میقاتُهُمْ اجْمَعینَ». از عناوینی که قرآن به قیامت داده است کلمه «یوم الفصل» است. فصل یعنی جدایی، البته نه جدایی به معنی فراق، جدایی به معنی ممتاز ساختن. عالم ما عالم امتزاج و اختلاط و ترکیب است، نور وظلمت در اینجا با یکدیگر مخلوط هستند؛ سعید و شقی در سرنوشت یکدیگر مؤثرند؛ سعید در سرنوشت شقی مؤثر است، شقی در سرنوشت سعید ممکن است مؤثر واقع بشود؛ ولی وقتی که آنجا رفتند دیگر عالم، عالم بدن نیست، عالم اضداد نیست، عالم ترکیب نیست، آنجا دیگر عالم امتیاز و جدایی است. در اینجا اگر انسان با عطرفروش بنشیند معطر میشود و به قول فردوسی اگر با آدم ذغالی و ذغال فروش هم بنشیند سیاه میشود، البته این تمثیل است، یعنی بودن با صالحان در انسان اثر میگذارد، بودن با طالحان هم در انسان اثر میگذارد، عالم عالم تأثیر و تأثر است:
صحبت صالح تو را صالح کند | صحبت طالح تو را طالح کند | |
میرود از سینهها در سینهها | از ره پنهان صلاح و کینهها | |
به همین معنا ما میگوییم این عالم عالم اسباب است، یعنی این عوامل اثر میگذارد.
همین قدر که انسان از این دنیا رفت به آن دنیا، تَقَطَّعَتْ مِنْهُ الْاسْباب، تمام این عوامل مؤثر که یا در جهت خوبی اثر میگذاشت یا در جهت بدی، [از او] جدا میشوند و انسان تحت تأثیر هیچ عاملی قرار