آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦ - معاد جسمانی و روحانی
سومش هم که واضح و روشن است که هم جسمانی و هم روحانی، هر دو؛ یعنی هم لذتها و بهجتهای روحانی، و هم لذتها و بهجتهای جسمانی. از نظر تعلیمات اسلامی نمیشود در این جهت تردید کرد که معادی که در اسلام هست هم جسمانی است و هم روحانی. مقصود چیست؟ اما اینکه عرض میکنیم که جسمانی است، یعنی مطابق آنچه که ما از قرآن استنباط میکنیم آنجا روح محض نیست که هر چه لذت باشد منحصراً لذت روحی باشد و رنج و درد هم منحصراً رنج و درد روحی باشد. در این دنیا بدون شک ما دو لذت داریم، روانشناسی هم دو نوع لذت برای انسان میشناسد (و دو نوع رنج هم داریم): لذتهای جسمانی [و لذتهای روحانی]، که خود لذت جسمانی هم باز روحی است، یعنی اگر روح نباشد جسم لذت نمیبرد. مقصود از «لذت جسمی» لذتی که جسم میبرد نیست، چون جسم قطع نظر از روح، یک مرده و یک جماد است. لذات جسمانی یعنی لذاتی که انسان با روحش میبرد از راه جسم، و به عبارت دیگر لذات عضوی. لذات عضوی خاصیتش این است که اولًا اختصاص دارد به یک عضو معین، و ثانیاً با یک محرک بیرونی ارتباط دارد، یعنی در وقتی است که یک تأثیر متقابلی است میان یک عامل بیرونی و عامل درونی.
مثلًا انسان اگر دستش را بگذارد روی حریر، خوشش میآید، احساس میکند که دستش خوشش میآید، دیگر آن وقت پایش خوشش نمیآید، چشم یا گوشش هم خوشش نمیآید. علاوه بر این تابع یک عامل بیرونی هم عجالتاً هست؛ یعنی دستش در اثر تماس با یک شیء دیگر خوشش میآید؛ این تماس که برطرف بشود، لذت هم بر طرف شده. لذتی که انسان از یک آواز میبرد از راه گوش است نه از راه چشم. باز لذت چشم اختصاص به چشم دارد؛ چنانکه دردهای جسمی هم همین طور است. اگر سوزنی به کف دست انسان فرو برود انسان درد