آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥ - مفهوم آیه اگر به شکل برهان باشد
چون صحبت از فرزند داشتن خدا آمده است و اصلًا در اطراف خدا، گفتن این گونه سخنان خلاف ادب است (ولی اینجا [گفته شده است] چون ردّ آنهاست و باید گفت) پشت سرش تسبیح میآید: «سُبْحانَ رَبِّ السَّمواتِ وَ الْارْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمّا یصِفونَ» منزّه است پروردگار آسمانها و زمین، پروردگار عرش، آن مالک و مدبّر. به مجموع عالم از آن جهت که عرصه تدبیر و اراده الهی و به اصطلاح مرکز تدبیر الهی است «عرش» گفته میشود. اینجا هم مفسرین گفتهاند «رب العرش» عطف بیان است: منزه است پروردگار همه جهان و همه جهان که عرش اوست از این توصیفها، از این سخنان، از این نسبتها (والد بودن و بچه داشتن). این مثل «العیاذ باللَّه» است که ما میگوییم: نعوذ باللَّه که در اطراف خدا چنین سخنانی بشود گفت.
«فَذَرْهُمْ یخوضوا وَ یلْعَبوا» مأیوسانه به پیامبر میگوید: ای پیغمبر! دیگر این بدبختها را رها کن و بگذار در این جهلها و حماقتهای خودشان و ظلمتهایی که خودشان برای خودشان فراهم کردهاند فرو بروند؛ یعنی دیگر امیدی به نجات اینها نیست. «ذَرْهُمْ یخوضوا» رهایشان کن، بگذار در این اوهام و خرافات و حماقتها فرو بروند «یلْعَبوا» بگذار بازی کنند، دلخوش باشند به این مسائل غیرجدّی و این بازیچههایی که درست کردهاند «حَتَّی یلاقوا یوْمَهُمُ الَّذی یوعَدونَ» تا آن روزی را که به آن وعده داده شدهاند ملاقات کنند، آن روزی که به تعبیر قرآن: «فَکشَفْنا عَنْک غِطاءَک فَبَصَرُک الْیوْمَ حَدیدٌ» تعبیر عجیبی است: پردهات را برداشتیم؛ و حافظ همین تعبیر را چه عالی میگوید: «حجاب چهره جان میشود غبار تنم». این غبار تن کهحجاب چهره جان است گرفته میشود، آن وقت در آنجاست که مؤمن و غیر مؤمن (فاسق)، صالح و طالح حقایق را آشکار میبینند. «فَکشَفْنا عَنْک غِطاءَک فَبَصَرُک الْیوْمَ حَدیدٌ» چشمت دیگر حالا