آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥ - چند روایت
که آنها رکن دوستی است. اگر آن دو رکن باشد و هیچیک از خصلتهای دیگر نباشد برای من کافی است. ولی دو خصلت است که اگر آنها را نداشته باشد قابل تحمل نیست، قابل معاشرت نیست. آن دو خصلتی که نبودشان قابل تحمل نیست یکی «عقل» است و دیگری «دین». «وَ لا اغْتَفِرُ فَقْدَ عَقْلٍ وَ لا دینٍ» آن چیزی که از نظر من در دوستی قابل بخشش نیست یکی فقدان عقل است و دیگری فقدان دین «لِانَّ مُفارَقَةَ الدّینِ مُفارَقَةُ الْامْنِ» (خیلی عجیب است!) چون اگر دوست من دین نداشته باشد من از ناحیه او امنیت ندارم، یعنی یک روزی مرا سودا خواهد کرد. اگر دین داشته باشد میتواند برای من قابل اعتماد باشد که یک روزی روی من و دوستی من معامله نخواهد کرد و مرا نخواهد فروخت. «لِانَّ مُفارَقَةَ الدّینِ مُفارَقَةُ الْامْنِ» اگر دین نباشد من اصلًا امنیت ندارم، وقتی امنیت نداشته باشم دائماً نگران هستم نکند او یک حقهای به من بزند. بعد فرمود: «فَلا یتَهَنَّأُ بِحَیاةٍ مَعَ مَخافَةٍ» زندگی اگر توأم با بیم و ترس باشد گوارا نیست. پس باید با کسی دوستی کنم که صددرصد از ناحیه او مطمئن باشم. «وَ فَقْدُ الْعَقْلِ فَقْدُ الْحَیاةِ وَ لایقاسُ الّا بِالْامْوات» [١] آدمی که عقل نداشته باشد مرده است، با مرده که نمیشود معاشرت کرد.
حدیث دیگری هست که در آن به همین آیه «الْاخِلّاءُ یوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ» استشهاد شده است. امام صادق علیه السلام فرمود: «احْذَرْ انْ تُؤاخِی مَنْ ارادَک لِطَمَعٍ اوْ خَوْفٍ اوْ اکلٍ اوْ شُرْبٍ وَاطْلُبْ مُؤاخاةَ الْاتْقیاءِ وَلَوْ فی ظُلُماتِ الْارْض» [٢] بترس از کسی که با تو برادری و دوستی میکند ولی به خاطر یک طمع یا خوف و ترسی که در بین هست. گاهی عامل خوف
[١]. اصول کافی، ج ١/ ص ٣١، حدیث ٣٠.
[٢]. مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، باب پنجاه و پنجم «فِی الْمُؤاخاة». بعد از «اوْخَوْفٍ» همچنین دارد: «اوْ مَیلٍ اوْ مالٍ».