آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤ - فراموش کردن خود
«انَّ الْمُتَّقینَ فی مَقامٍ امینٍ» اما متقیان، پرهیزکاران در قرارگاهی امن [به سر میبرند.] برای آنها (بدکاران) «کالْمُهْلِ یغْلی فِی الْبُطون» بود، غلیان و جوشش بود، و گفتیم که همیشه کار خیر و کار حق امنیتآور است، و آن امن و امانی که متقیان در آنجا دارند نتیجه امن و امان دنیاست که «الا بِذِکرِاللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلوبُ» «١».
«فی جَنّاتٍ وَ عُیونٍ» در باغها، در بهشتها و در میان چشمهها «یلْبَسونَ مِنْ سُنْدُسٍ وَ اسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلینَ» از انواع جامههای دیبا، نازک و ستبر میپوشند، روبروی هم مینشینند و از مجالست با یکدیگر لذت میبرند. «کذلِک» اینچنین «وَ زَوَّجْناهُمْ بِحورٍ عینٍ» و جفت و قرین قرار میدهیم آنها را به سیاهچشمان خوش چشمی، که ممکن است مقصود همان زوجات دنیاشان باشد که شامل حورالعین آخرت هم میشود (در آیات پیش این طور خواندیم). «یدْعونَ فیها بِکلِّ فاکهَةٍ امِنینَ» میخواهند و میخوانند هر نوع میوهای را. تکرار میکند: در نهایت امن و امان و آرامش به سر میبرند. «لا یذوقونَ فیهَا الْمَوْتَ الَّا الْمَوْتَةَ الْاولی وَ وَقیهُمْ عَذابَ الْجَحیم» در آنجا دیگر مرگ وجود ندارد، دیگر مرگی نمیچشند. برای اهل بهشت تصور اینکه مرگی وجود داشته باشد نهایت ناراحتی است؛ برای اهل جهنم تصور اینکه مرگی وجود داشته باشد نهایت بشارت است. به اینها وقتی میگویند مرگی نیست، این بزرگترین عذابهاست؛ به آنها وقتی میگویند دیگر مرگی نیست بزرگترین بشارتهاست. «وَ وَقیهُمْ عَذابَ الْجَحیم» خدای آنها آنان را از عذاب جحیم نگهداری کرده است. (از متقین شروع شد که از ماده «تقوا» و «وَقْو» و «وَقْی» و نگهداری است و تقریباً به اینجا ختم میشود که «وَ وَقیهُمْ» خدا