آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠ - ریشه پرستش از نظر فروید
پیدا شد. روزی بچهها آمدند دور هم جمع شدند (عرض کردم اینها همه خیال است) گفتند این که نمیشود که تمام زنها را جمع کرده برای خودش و ما را محروم کرده است. ناگهان تحت تأثیر احساسات نفرتآمیزشان قرار گرفتند، گفتند پدرت را در میآوریم، میکشیمت؛ دسته جمعی ریختند او را کشتند. بعد که کشتند آن احساس محبتآمیز و احترام قهرمانانهای که نسبت به او داشتند ظهور کرد، مثل هر موردی که وقتی انسان روی یک احساس کینهتوزی یک کاری میکند بعد که کارش را کرد دیگر کینه، کارش تمام میشود و تازه احساسات دیگرش مجال ظهور پیدا میکند. بعدها که از این غلیان احساسات غضب خارج شدند دور همدیگر نشستند و گفتند عجب کار بدی کردیم! دیدی، ما مظهر قهرمانی خودمان را از دست دادیم! از اینجا این پدر مورد احترام بیشتر قرار گرفت. کمکم مجسمه این پدر را به عنوان یک موجود باقی ساختند و شروع کردند به پرستش آن، و پرستش از اینجا آغاز شد.
حالا شما بیایید قصه آدم و حوّا را- قطع نظر از اینکه گویندهاش پیغمبران هستند- بگذارید در مقابل این قصه؛ ببینید کدامیک معقولتر است. این را به صورت یک فرضیه علمی بعضی قبول میکنند و آن را نمیخواهند قبول کنند.
به هر حال قرآن میخواهد بگوید مطلب این طور نیست. مسئله نبوت و رسالت مسئلهای نیست که تدریجاً در اثر یک سلسله تصادفات برای انسان پیدا شده باشد. انسان آنچنان موجودی است که از اولین لحظهای که به روی زمین آمده است حجت الهی، رسول الهی، انذار الهی، هدایت الهی با او توأم بوده است، کما اینکه تا آخرین لحظهای که بر روی زمین باشد چنین خواهد بود. جلسه پیش عرض کردم حدیث است که اگر دو نفر بر روی زمین باقی بمانند یکی از آنها حجت خدا خواهد بود.