تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ١٤٧ -           اميرمؤمنان على (عليه السلام) در سيزدهم رجب سال سى ـ عام الفيل ـ در
لحظات به عثمان پيشنهاد شد از خلافت استعفا كند; اما او، كه ٨٠ سال داشت، نپذيرفت. [١]
كارگزاران خلفا
از مجموع گفتوگوها و حوادث روزهاى پس از رحلت رسولخدا (صلى الله عليه وآله) ، اوضاع جامعه و احوال كارداران و كارگزاران حكومت اسلامى تا حدودى قابل پيشبينى بود. هرچند ارزيابى روشن كنونى بر رفتارهاى ثبت شده تاريخى استوار است و اين شفافيت در آن عصر، بهويژه در دوران حكومت خليفه اول و دوم، كمتر مىتوانست خود را بنماياند; اما گزارشهاى مربوط به آن ايام حاوى نكاتى است كه تا حدّ زيادى پرده ابهام از كيفيت سير و صعود اين بناى بنياد شده برمىدارد.
ابوبكر، بعد از انتخاب شدن، دوست ديرينش عمربنخطاب را مشاور خود ساخت. تأثير و نفوذ او در خليفه چنان بود كه حتى بدون توجه به قرائن و مدارك و تحليلهاى ديگر، جانشينى او را قطعى مىنمود.
خالدبنوليد، كارگزار ديگر خليفه و فرمانده نظاميان شمرده مىشد. او كه در بيشتر جنگها با رسولخدا (صلى الله عليه وآله) جنگيده و در نبرد احد با يورشى ناگهانى بر مسلمانان تاخته بود، به ميگسارى و ارتكاب زشتى شهرت داشت و هماكنون در مسؤوليتى كليدى بهعنوان مدافع خلافت و خليفه مسلمانان انجام وظيفه مىكرد. شدت سرسپردگى او چنان بود كه برخى از رؤساى شورشيان و تخلفكنندگان از پرداخت زكات را مىسوزاند و حتى به اعتراض عمربنخطاب نيز توجه نمىكرد. وقتى عمر درباره اعمال خالد به ابوبكر اعتراض كرد، پاسخ شنيد كه خالد شمشير خداست. [٢] از ديگر كارگزاران خليفه اول، ابوعبيده جراح، يزيدبنابىسفيان و عمروبنعاص بودند.
كارگزاران خليفه دوم; با توجه به سرشت سختگير خليفه، بهويژه در مسائل اقتصادى و مالى، انتظار مىرفت كارگزارانش نيز خود را تطبيق دهند; ولى، با همه نظارتى كه از سوى خليفه اعمال مىشد، برخى از كارگزاران به ثروت اندوزى پرداختند تا آنجا كه خليفه گاه مجبور مىشد آنها را توبيخ كرده، نيمى از اموالشان را به بيتالمال بازگرداند. [٣]
[١] ر.ك: شرح نهجالبلاغه ، ابنابىالحديد، ج ٢، ص ٤٤ به بعد.
[٢] طبقات الكبرى ، ج ٧، ص ٣٦٩.
[٣] شگفت اين بود كه ديگر بار همانان را به مسؤوليتشان باز مىگرداند.