تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ١٠٥ -           يهوديان ساكن قلعه خيبر روابط نظامى و اقتصادى با مشركان داشتند و
اسلام روبهرو گرديد. در اين جنگ، به دليل سرپيچى برخى از مسلمانان از فرمان رسولخدا (صلى الله عليه وآله) ، پيروزى مؤمنان به ناكامى تبديل شد. [١]
جنگ احزاب
به تحريك گروهى از يهوديان بنىنضير، مشركان مكه به يارى گروههاى مختلف، لشگر انبوهى سازمان دادند و در سال پنجم هجرى بهسوى مدينه حركت كردند. مسلمانان براى حفظ مركز اسلام پيرامون شهر خندقى كندند و در برابر ده هزار دشمن، صف بستند. حضرتعلى (عليه السلام) سردار مشركان را از پاى درآورد و جنگ خندق بهسود مسلمانان پايان پذيرفت. [٢]
جنگ بنىقريظه
اين قبيله با ناديده گرفتن پيمان صلح در جنگ خندق به يارى قريش شتافت، در موارد بسيار به تحريك مسلمانان پرداخت و به اقدامهايى خطرناك دست يازيد. سرانجام پيامبر (صلى الله عليه وآله) در سال پنجم هجرت براى نابود [٣] ساختن اين كانون توطئه وارد نبرد شد و آنها را به تسليم واداشت.
جنگ احزاب
به تحريك گروهى از يهوديان بنىنضير، مشركان مكه به يارى گروههاى مختلف، لشگر انبوهى سازمان دادند و در سال پنجم هجرى بهسوى مدينه حركت كردند. مسلمانان براى حفظ مركز اسلام پيرامون شهر خندقى كندند و در برابر ده هزار دشمن، صف بستند. حضرتعلى (عليه السلام) سردار مشركان را از پاى درآورد و جنگ خندق بهسود مسلمانان پايان پذيرفت. [٢]
جنگ بنىقريظه
اين قبيله با ناديده گرفتن پيمان صلح در جنگ خندق به يارى قريش شتافت، در موارد بسيار به تحريك مسلمانان پرداخت و به اقدامهايى خطرناك دست يازيد. سرانجام پيامبر (صلى الله عليه وآله) در سال پنجم هجرت براى نابود [٣] ساختن اين كانون توطئه وارد نبرد شد و آنها را به تسليم واداشت.
جنگ بنىالمصطلق
بنىالمصطلق گروهى از قبيله خزاعه بودند كه عليه مسلمانان توطئه مىكردند. پيامبراسلام (صلى الله عليه وآله) از نقشه آنها آگاهى يافت و در سال ششم هجرت با لشگرى بهسوى آنان حركت كرد و در پيكارى سخت بر اين گروه چيره شد. [٤]
جنگ خيبر
يهوديان ساكن قلعه خيبر روابط نظامى و اقتصادى با مشركان داشتند و امنيت مسلمانان از سوى آنان بهشدت تهديد مىشد در سال هفتم هجرى، مسلمانان بهسوى خيبر، كه ستاد
[١] تاريخ الطبرى ، ج ٢، ص ١٨٧.
[٢] همان ، ص ٢٣٣ و السيرة النبوية ، ج ٣، ص ١٦٥.
[٣] تاريخ الطبرى ، ج ٢، ص ٢٤٥.
[٤] همان ، ص ٢٦٠; الكامل فىالتاريخ ، ج٢، ص ١٩٢ و السيرةالنبوية ، ج٣، ص ٢٣٥.