تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٦٤ -           ب وضعيت سياسى
ب. وضعيت سياسى
اساس مليت و بافت اجتماعى ـ سياسى، عربهاى بدوى قبيله بود. [١] مورخان ساكنان جزيرةالعرب را به سه طبقه تقسيم كردهاند:
١. اعراب بائده; مراد قبايلى است كه در اوان ظهور اسلام به سبب نافرمانى، به وسيله بلاهاى آسمانى و زمينى از ميان رفتند. [٢]
٢. اعراب عاربه (قحطانيان); قبايلى كه در يمن و ديگر نقاط جنوبى عربستان زندگى مىكردند. قبايل فراوان اين منطقه، از جمله اوس و خزرج كه در آغاز اسلام دو قبيله بزرگ در مدينه بودند، از نسل يعرب بن قحطان شمرده مىشوند.
٣. اعراب مستعربه (عدنانيان); مراد قبيلههايى است كه از طريق عدنان [٣] و با چند واسطه از فرزندان حضرت اسماعيل (عليه السلام) شمرده مىشوند.
فقدان ايدئولوژى مشترك ميان اين قبيلهها، نبودن راههاى ارتباطى مناسب بين آنها، بُعد مسافت بين مناطق قابل سكونت و... سبب تفرقه و عدم استقرار حاكميت و نظم سياسى فراگير در حجاز بود. صحرانشينان و شهرنشينان عرب پيرو نظام قبيله بودند و به سبب نداشتن بينش تشكيلاتى اصيل، با تعصب و حميّت جاهلى خاص [٤] به قبيله خود و روابط و ضوابط قبيلگى مىنگريستند; بهطورى كه اين عصبيت براى اعضاى قبيله محدوديت، جبر و ناسيوناليسم قبيلهاى و براى رهبران آنها نوعى استبداد مطلق پديد مىآورد. نماياندن فزونى افراد حتى بهبهاى شمارش گور مردگان بخشى از نمودهاى اين تعصّبات بىاساس است. [٥]
ضميمه شدن روح جنگجويى، كه دستاورد طبيعى بيابانهاى خشك و سخت عربستان است، به اين عصبيت و ناسيوناليسم جاهلى، مىتواند توجيهگر بسيارى از جنگهاى اعراب
[١] قبيله به مجموع چند خانواده و خويشاوند كه با يك رابطه نسبى يا سببى بههم مىپيوستند اطلاق مىشد. كهنسالترين فرد قبيله، رياست اداره آنرا بهعهده داشت.
[٢] سوره عنكبوت، آيه ٣٩.
[٣] قبايل اسد، تميم و كنانه از مهمترين تيرههاى فرزندان عدنان و از شاخههاى معروف كنانه قبيله قريش است كه خود داراى قبايل زيادى از جمله بنىهاشم است. براى آگاهى بيشتر ر.ك: مروجالذهب ، ج ٢، ص٢٧٥و٢٧٦.
[٤] سوره فتح، آيه ٢٦.
[٥] سوره تكاثر، آيات ٣ ـ ٢.