تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ١٠٦ -           قبيله هوازن سپاهى ضد اسلام فراهم آورد وقتى پيامبر (صلى الله عليه
مركزى دشمن بود، حركت كردند و پس از محاصره و جنگ، يهوديان را به تسليم واداشتند. [١]
جنگ موته
با كشتهشدن حارثبنعمير، نامهرسان پيامبر (صلى الله عليه وآله) دشمنى شديد روميان، آشكار شد. لشگر اسلام در سال هشتم هجرت در موته با سپاه روم، كه از ١٠٠ هزار جنگجو تشكيل شده بود، برخورد كرد و با ازدستدادن سردارانى چون جعفربنابىطالب، زيدبنحارثه و عبداللهبنرواحه، توان مقاومت از كف داد و به مدينه بازگشت. [٢]
جنگ موته
با كشتهشدن حارثبنعمير، نامهرسان پيامبر (صلى الله عليه وآله) دشمنى شديد روميان، آشكار شد. لشگر اسلام در سال هشتم هجرت در موته با سپاه روم، كه از ١٠٠ هزار جنگجو تشكيل شده بود، برخورد كرد و با ازدستدادن سردارانى چون جعفربنابىطالب، زيدبنحارثه و عبداللهبنرواحه، توان مقاومت از كف داد و به مدينه بازگشت. [٢]
فتح مكه
مكيان در جريان صلح حديبيه با پيامبر (صلى الله عليه وآله) پيمان بسته بودند كه به مسلمانان و همپيمانان آنها تجاوز نكنند، ولى پيمان خود را شكسته و با قبيله بنى بكر همكارى كردند تا قبيله خزاعه را، كه از هم پيمانان مسلمانان بود، نابود سازند. از طرفى، تعداد علاقهمندان به مكتب تعالىبخش اسلام در مكه رو به فزونى نهاد و خود را براى استقبال از پيامبراكرم (صلى الله عليه وآله) آماده مىنمود. [٣] اين امور سبب شد تا رسولخدا (صلى الله عليه وآله) رهسپار مكه شود و بدون خونريزى آن سرزمين مقدس را از سلطه كافران خارج كند.
حنين و طائف
قبيله هوازن سپاهى ضد اسلام فراهم آورد. وقتى پيامبر (صلى الله عليه وآله) از اين امر آگاهى يافت، بهسراغ آنان رفت و در وادى حنين كافران را شكست داد. [٤] پس از اين جنگ، لشگر اسلام سمت طائف رهسپار شد تا قبيله ثقيف را كه همدست هوازن بهشمار مىآمد، سركوب كند، ولى پس از مدتى محاصره، از ادامه اين كار چشم پوشيد و به مكه بازگشت. [٥] جز اين جنگها، چند جنگ كوچك ديگر نيز به وقوع پيوست كه قابل ذكر نمىنمايد.
[١] السيرة النبوية ، ج ٣، ص ٢٨٤ و تاريخ الطبرى ، ج ٢، ص ٢٩٨.
[٢] تاريخ الطبرى ، ج ٢، ص ٣١٨ و الطبقات الكبرى ، ج٢، صص ٩٤ ـ ٩٢.
[٣] ر.ك: به صفحه ١١٠ و ١١١ همينمجموعه كه اينجريان از بُعد ديگرى مورد اشاره قرار گرفته است.
[٤] بحارالانوار ، ج ٢١، ص ١٤٩ و تاريخ الطبرى ، ج٢، ص ٣٤٤.
[٥]. السيرة النبوية ، ج٢، ص ٨٠ و ١١٧.