تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٢٣٢ -           اوضاع سياسى و فرهنگى دوره امامصادق (عليه السلام)
دستكم بدان بىاعتنا ماند; زيرا مهمترين كار خود را درس و بحث و برقرارى حوزه درسى و تربيت شاگردانى چند قرار داد. در واقع او در مسيرى جز مسير حركت جامعه راه سپرد و دور از درد و رنجهاى مردم زندگى كرد.
براى بررسى اين دو ديدگاه، بايد با اوضاع سياسى، فرهنگى و اجتماعى اين دوره آشنا شويم.
اوضاع سياسى و فرهنگى دوره امامصادق (عليه السلام)
دوران امامت امام صادق (عليه السلام) با اواخر حكومت امويان و اوايل سلطه عباسيان مصادف بود. نزديك به ١٨ سال از امامت آن حضرت (عليه السلام) در دوران خلافت پنج خليفه اموى به نامهاى هشامبنعبدالملك (١٢٥ ـ ١١٤) وليدبنيزيدبنعبدالملك (١٢٦ ـ ١٢٥) يزيدبنوليد بنعبدالمك[١٢٦] ابراهيمبنوليدبنعبدالملك (٧٠ روز از سال ١٢٦) و مروانبنمحمد (١٣٢ ـ ١٢٦) سپرى شد و حدود ١٦ سال از امامت وى در دوران خلافت دو خليفه عباسى عبداللهبنمحمد (١٣٧ـ١٣٢) و ابوجعفرمنصور (١٤٨ ـ ١٣٧) گذشت. [١]
اين دوره از نظر سياسى دوره ضعف و تزلزل بنىاميه بود. از زمان هشامبنعبدالملك تبليغات و مبارزات سياسى عليه امويان آغاز شد; در سال ١٢٩ هـ .ق به مرحله مسلحانه رسيد و سرانجام در سال ١٣٢ هـ.ق عباسيان روى كار آمدند و تا سال ٦٥٦ هـ .ق حكومت كردند. گروههاى مخالف و مبارز عليه دستگاه اموى را بهطوركلى بنىهاشم (علويان و عباسيان) تشكيل مىدادند. درآغاز و در مراحل حساس مبارزه، سخن از علويان بود. آنها به دو گروه عمده بنىالحسن كه عبداللّه محض در رأس آنها بود و بنىالحسين كه امامصادق (عليه السلام) رياست آنرا به عهده داشت، تجزيه شده بودند. در اين مرحله، عباسيان نيز بهظاهر و بهطور جدى به نفع اهلبيت (عليهم السلام) شعار مىداند.
سفاح، منصور و برادر بزرگتر آنها، ابراهيم امام، كه از خاندان عباسى بودند، با محمدبنعبداللهبنحسن (نفس زكيّه) بيعت كردند. حتى منصورعباسى كه بعدها محمدبنعبدالله را به قتل رساند، در آغاز نهضت همانند خدمتكار ركاب اسب عبداللهبنحسن را مىگرفت و جامه او را روى زين اسب مرتب مىكرد.
[١] الكامل فىالتاريخ ، ج ٤، ص ٤٦٥ به بعد، ج ٥، ص ٣ به بعد و مروج الذهب ، ج ٣، ص ٢٣٣ به بعد.