تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ١٦٣ -           گفتمان سقيفه
درمنابع معتبر تاريخى نمىتوان موردى يافت كه حضرت (عليه السلام) از مشورت صادقانه با حكومتيان دريغ ورزيده باشد; براى مثال وقتى خليفهدوم، صحابه پيامبر را براى تعيين مبدأ تاريخ اسلام گردآورد، گروهى ميلاد پيامبراكرم (صلى الله عليه وآله) و برخى بعثت آن حضرت را پيشنهاد كردند. على (عليه السلام) روزى را كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) از سرزمين شرك سمت مدينه رهسپار شد، پيشنهاد داد. خليفه دوم اين نظر را پسنديد و هجرت را مبدأ تاريخ اسلام قرارداد. [١]
قبل از پرداختن به چگونگى مراجعه مردم به امامعلى (عليه السلام) درباره قبول مسئوليت اداره حكومت اسلامى، مناسب است كيفيت دستيابى سه خليفه پيشين به اين امر را مورد تحليل قرار دهيم. [٢] براى آگاهى از شيوه و شرايط انتخاب و معيارهاى برترى خليفه اول، دقت در متن گفتوگوهاى سقيفه و حوادث حاشيه آن از همه چيز سودمندتر است.
انصار، كه در روزگار تنهايى پيامبر (صلى الله عليه وآله) و غربت اسلام بهيارى آيين وحى شتافته بودند، پس از فتح مكه در انديشه مشكلات پس از رحلت رسولخدا (صلى الله عليه وآله) بهسر مىبردند و نگران آينده خود بودند. ترس همراه با رقابت آنان در برابر قريش و اقدامهاى مشكوك چندتن از مهاجران، بهويژه در هفتههاى پايانى زندگى رسولخدا (صلى الله عليه وآله) سبب شد تا بىتوجه به بيعت خويش با امام على (عليه السلام) در غدير به سقيفه روى آورند.
گفتمان سقيفه
هنگامى كه علىبنابىطالب و بنىهاشم سرگرم غسلدادن پيامبر (عليه السلام) بودند. سه تن از مهاجران با اطلاع از اجتماع انصار در سقيفه به سرعت به محل رفته، به گفتوگو پرداختند. خبر اين گفتوگوها را خليفه دوم بعدها ضمن خطبهاى در مدينه بازگو گرد. او پس از شنيدن اين سخن كه بيعت با ابوبكر از روى دورانديشى و تدبير نبوده است، در پى توضيح و پاسخ برآمد و گفت: پس از رحلت رسولخدا (صلى الله عليه وآله) به ما خبر دادند كه انصار با سعدبنعباده در سقيفه بنىساعده اجتماع كردهاند. من، ابوبكر و ابوعبيده به آنجا رفتيم.
[١] تاريخاليعقوبى ، ج ١، ص ١٢٣; تاريخ الطبرى ، ج ٢، ص ٢٥٣ و سيره پيشوايان ، مهدى پيشوايى، صص ٨٠ ـ ٦٠.
[٢] تا فراگير بهآسانى بتواند ميان چهارشيوه انتخاب و دستيابى خلفا بهحكومت، درصدراسلام مقايسهاى بهعمل آورد.