تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٤١ -           ٤ يعقوبى
( سيره ابنهشام) كه تهذيب كتاب ابن اسحاق است، در دسترس قرار دارد.
ابن هشام در تنقيح كتاب ابن اسحاق، احياناً به خاطر برخى تعصبها، در بخشهايى از آن تصرف كرده، به حذف يا افزايش مطالبى دست يازيده است. [١]
٢. ابومخنف
لوط بن يحيى بنسعيد بنمخنف (١٥٧ ـ ٩٠ هـ . ق)، از مورخان بنام قرن دوم هجرى و رهبر مكتب مورخان عراق است. او با آنكه شيعه بود با سعه صدر و عدم تعصب، چهره واقعى بنىاميه را نشان داد. بهطورى كه اهلسنت نيز رواياتش را نقل كردهاند; و شايد به همين دليل ابنابىالحديد تشيع او را انكار كرده است. [٢]
از طريق طبرى، كه بيش از ٥٨٦ روايت از ابومخنف نقل كرده، مىتوان به خوبى با روايتهاى ابومخنف آشنا شد. مقتل الحسين (عليه السلام) [٣] از ارزشمندترين كارهاى او شمرده مىشود.
٣. بلاذرى
احمد بنيحيى بلاذرى (١٧٠ تا ١٨٠ ـ ٢٧٩ هـ .ق) از دانشوران نيمه دوم قرن سوم هجرى از نسبشناسان معروف است كه تدوين تاريخ اسلامى را با تحول روبهرو ساخت. از بلاذرى دو كتاب ارزشمند فتوحالبلدان و انسابالاشراف بر جاى مانده است. [٤]
٤. يعقوبى
احمد بن ابىيعقوب اسحاق بنجعفر بنوهب بنواضح (وفات ٢٨٤ هـ . ق)، كاتب و به اخبارى شهرت دارد. تاريخ يعقوبى مهمترين كتاب وى در تاريخ است كه مىتوان آن را يك دوره تاريخ عمومى دانست. اين كتاب شكل تاريخنگارى و انحصار آن در تاريخ اسلام و سيرهنويسى را دگرگون ساخت و رويدادهاى آغاز خلقت تا قرن سوم هجرى را در قلمرو تاريخ جاى داد. تاريخ يعقوبى، مضبوطترين و دقيقترين دائرةالمعارف گونه فرهنگ اسلامى تا عصر نويسنده است. [٥]
[١] تأسيس الشيعه لعلوم الاسلام ، سيدحسن صدر، ص ٢٣٣ به بعد و المدخل الى التاريخ الاسلامى ، محمد فتحى عثمان، صص ٢٢٠ ـ ١٩٣.
[٢] شرح نهج البلاغه ، ابن ابىالحديد، ج ١، ص ١٤٧.
[٣] منابع تاريخ اسلام ، ص ١١٢.
[٤] المدخل الىالتاريخالاسلامى ، صص ٢٦٦ ـ ٢٥٥.
[٥]. تاريخاليعقوبى ، ج٢، صص٦ـ٥و١٥٨ـ١٢٧; منابعتاريخاسلام ، صص١٥٩ـ١٥٤ و تاريخنگارىدراسلام ، ص١١٧و١١٨.