تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ١٦٠ -           امام على(عليه السلام) و خلفاى سه گانه
نشان مىدهد كه احساسات عاشقانه، تعهد و وفادارى خللناپذير او به اسلام از همه ملاحظات شخصى و حتى گروهىاش مهمتر و بالاتر شمرده مىشد. هرچند آن حضرت (عليه السلام) از ابوبكر و عمر كناره گرفت; ولى چنانكه از هر رهبر منطقى و متين گروه مخالف انتظار مىرود، هرگز از ارائه همكارى در برقرارى روابط همگون، تصحيح اشتباهات دولت، انتقاد از سياستهاى نادرست و نابجا و تأييد و تأكيد بر تدابير درست دريغ نورزيد.
عشق قهرمانانه و احساس جانبازىاش در راه عقيده بر همه آلام و دردهايش چيرگى داشت; زيرا حفظ خلفا از ارتكاب اشتباهات سهمگين و خطاهاى جدى، كه اغلب براى انجام آن آماده بودند، در اين موقعيت تحميل شده براى او چون نقطه اميد، حيات اسلام و فرمانهاى آن به شمار مىآمد. گفتار مكرر خليفه دوم اگر على نبود عمر هلاك مىشد، كه در منابع اهلسنت آمده، به روشنى بيانگر عمق ضعف و گرفتارى فكرى و فرهنگى آن روزگار است. [١]
ديدگاه امام على (عليه السلام) درباره خلفاى گذشته در نهجالبلاغه به بهترين شكل قابل پىگيرى است. آنچه در بحث انتقاد امام (عليه السلام) از خلفا اهميت دارد، درجه واقع بينى و شيوه انتقاد آن حضرت (عليه السلام) است. انتقادهاى او، نه متعصبانه و احساساتى، بلكه منطقى و تحليلى است. انتقاد منطقى، برخلاف انتقاد برگرفته از احساسات كه كليشهاى و يكنواخت و همراه با طعن و ناسزا به همه افراد است، بر خصوصيات روحى و اخلاقى تكيه مىكند و نقطههاى خاص تاريخى زندگى آنان را در برمىگيرد.
انتقادهاى امام در نهجالبلاغه از خلفا برخى كلى و برخى جزئى و شخصى است. كليات همان هاست كه امام (عليه السلام) آشكارا از زير پا نهاده شدن حق قطعى و مسلم خود سخن مىگويد. در اين سخنان، امام على (عليه السلام) به سه اصل استدلال مىكند: وصايت و نص رسولخدا (صلى الله عليه وآله) ; شايستگىهاى شخصيتى، برترىهاى فكرى و فرهنگى و قابليتهاى فردى و اجتماعى خود و سرانجام روابط نزديك روحى، معنوى، اخلاقى و نسبى با پيامبر (صلى الله عليه وآله) .
امام على (عليه السلام) خليفه اول را در دو محور، آشكارا مورد انتقاد قرار مىدهد. در يك محور، تمام خلافت او را از نظر مبانى سست و مخدوش مىنماياند و مىفرمايد: پسر ابوقحافه به
[١] البته بايد توجه داشت كه اين گفتار خليفه كه بيشتر در مسائل علمى و حقوقى ابراز شده است، سبب نوعى انحراف در تبيين ماهيت و همكارى امامعلى (عليه السلام) در اين دوران شده است.