تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ١٣٣ -           بهطور كلى، عملكرد خلفا در راه اندازى جنگهاى داخلى و خارجى از دو
تصريح كرد. آن بزرگوار با دست خود پرچم فرمانده جوان را بست و به او چنين فرمان داد: به نام خدا و در راه خدا نبرد كن; و چنان ره سپار كه تو و سربازانت پيش از خبرتان به آنجا گام نهيد.
دانشمندان علوم و فنون نظامى و فرماندهان نبردهاى كهن و نوين، اين را پذيرفتهاند كه جملات و حتى كلمات بهكار گرفته شده در فرمانهاى نظامى حساب شده است و تفسير و دليلى ويژه دارد. در اين فرمان، برخى از بندها به روشنى قابل تبيين است; ولى بندهايى از آن قابل تأمل است:
١. چرا در بزرگترين سپاه، كه به جنگ يك امپراطورى اعزام مىشود; جوانى حدود ٢٠ ساله به فرماندهى انتخاب مىشود؟
هرچند اين امر بر گروهى از صحابه گران آمد و ناخرسند شدند; ولى از نظر آشنايان به سيره انبيا و كارشناسان مسائل مديريتى، امرى تفسيرپذير و گوياست; زيرا تقسيم مسؤوليت براساس شخصيت، لياقت و كاردانى افراد انجام مىپذيرد.
٢. چرا رسولخدا (صلى الله عليه وآله) علاوه بر فرمان عمومى تجهيز سپاه، در فرمانى جداگانه به افرادى خاص دستور حركت و حضور در سپاه داد؟ آيا به سبب تجربه نظامى آنهاست، اگر چنين است، چرا آنها را فرمانده نساخت؟
٣. چرا على (عليه السلام) ، كه مجاهدت و روح تسليم و شجاعت او زبانزد خاص و عام بود و بيش از همه افتخار پرچمدارى و فرماندهى سپاه اسلام را تجربه كرده بود، به شركت در سپاه و حركت مامور نشد؟
٤. چرا وقتى اسامه، از فرمانده كل قوا خواست به او اجازه دهد تا بعد از رهايى پيامبر (صلى الله عليه وآله) از بيمارى، سپاه را حركت دهد حضرت (صلى الله عليه وآله) موافقت نكرد و دستور حركت داد. فرمانده جوان دوباره عرض كرد: آيا در حالى كه قلبم از بيمارى شما اندوهگين است، حركت كنم؟ پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمود: به پيروزى بينديش و فرمانى كه دادم اجرا كن. [١]
پرسش اساسى اين است:
الف. چرا رسولخدا (صلى الله عليه وآله) اين همه بر حركت سريع سپاه پاى مىفشرد؟
ب. به رغم پاسخ روشن پيامبر (صلى الله عليه وآله) به درخواست مكرر اُسامه، چه دستهاى مرموزى و
[١] سر على النصر و العافية و انفذ لما امرتك به . ( تاريخ الطبرى ، ج ٣، ص ١٩٢ و ١٩٣)