تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٣١ -           ٤ نظريه اقتصادى تاريخ
آن ارائه شده است. علامه محمدتقى جعفرى افزون بر ٢٠ نظريه در اين خصوص مىشمارد. [١] برخى از مهمترين آنها عبارت است از:
١. تاريخ بر پايه نژاد
طبق اين نظريه، تنها بعضى از نژادها استعداد تمدن و فرهنگ آفرينى دارند. فقط برخى مىتوانند علم، فلسفه، صنعت، هنر، اخلاق و غيره توليد كنند و ديگران صرفاً مصرف كنندهاند. كنت گوبينو; فيلسوف معروف فرانسوى، معتقد است نژاد معناى تاريخ را روشن مىكند و براى پيشوايى، خون اصيل است نه هوش. [٢]
٢. تاريخ بر پايه جغرافيا
طبق اين نظريه، عامل سازنده تمدن، فرهنگ و صنعت، اقليم خاص و محيط طبيعى است. محيطهاى معتدل مغزهاى نيرومند و مزاجهاى معتدل بهوجود مىآورد. منتسكيو، جامعهشناس فرانسوى، معتقد است دليل مغلوب شدن متعدد اقوام جنوب بهدست اقوام شمال، اختلاف آب و هواى اين دو منطقه است.
٣. تاريخ بر پايه قهرمانان
بر اساس اين نظريه، منشأ تحولات تاريخ در ابعاد مختلف علمى، سياسى، اقتصادى، اخلاقى و غيره نوابغاند. تنها نوابغ كه افرادى استثنايىاند و از هوش، عقل، ذوق، اراده و ابتكار خارقالعاده بهره مىبرند، در حركت چرخهاى تاريخ تأثير مىگذارند. ساير مردم مصرف كننده انديشه آنانند و در پى آنها حركت مىكنند. كارلايل، فيلسوف معروف انگليسى مىگويد: اگر در وجود بشر سودى هست، همانا وجود مردان بزرگ است. [٣]
٢. تاريخ بر پايه جغرافيا
طبق اين نظريه، عامل سازنده تمدن، فرهنگ و صنعت، اقليم خاص و محيط طبيعى است. محيطهاى معتدل مغزهاى نيرومند و مزاجهاى معتدل بهوجود مىآورد. منتسكيو، جامعهشناس فرانسوى، معتقد است دليل مغلوب شدن متعدد اقوام جنوب بهدست اقوام شمال، اختلاف آب و هواى اين دو منطقه است.
٣. تاريخ بر پايه قهرمانان
بر اساس اين نظريه، منشأ تحولات تاريخ در ابعاد مختلف علمى، سياسى، اقتصادى، اخلاقى و غيره نوابغاند. تنها نوابغ كه افرادى استثنايىاند و از هوش، عقل، ذوق، اراده و ابتكار خارقالعاده بهره مىبرند، در حركت چرخهاى تاريخ تأثير مىگذارند. ساير مردم مصرف كننده انديشه آنانند و در پى آنها حركت مىكنند. كارلايل، فيلسوف معروف انگليسى مىگويد: اگر در وجود بشر سودى هست، همانا وجود مردان بزرگ است. [٣]
٤. نظريه اقتصادى تاريخ
بر اساس اين نظريه، عامل اساسى تاريخ در هر عصرى اقتصاد است; زيرا مجموع روابط توليدى بناى اقتصادى اجتماع را مىسازد و بناى اقتصادى، پايه واقعى روبناهاى قانونى،
[١] ترجمه و تفسير نهجالبلاغه ، صص ٢٣٠ ـ ١٤١.
[٢] ر.ك: لذات فلسفه ، ويل دورانت، ص ٢٤٣ به بعد و فلسفه تاريخ ، صص ٧٣ ـ ٦٠.
[٣] لذات فلسفه ، ص ٢٤٠ به بعد.