تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٣٦ -           شعبههاى تاريخنگارى اسلامى
مسائل و وقايع مهم; تاريخنويسى عمومى و تقويمى; تاريخنگارى براساس نسبشناسى; سبك خبرى و پيوسته; تاريخنگارى محلى و تاريخنگارى فرهنگى و اجتماعى.
برخى ديگر عنصر زمان، مكان و موضوع را لحاظ كرده و براى تاريخنگارى اسلامى شش روش عمده معرفى كردهاند كه بسيارى با تقسيم بالا مشترك است. [١] بايد توجه داشت كه اولا برخى شيوههاى فوق جداى از هم نبوده و متداخلاند و در ثانى، منابع موجود نيز مىتواند در ذيل يك يا چند روش و شيوه قرار گيرد. درعينحال برخى منابع تاريخى، رأساً در تحت عناوين فوق قرار نمىگيرند.
از آنجا كه برخى ديگر از مورخان از وجود بيش از ٤٠ شاخه تاريخ نگارى اسلامى خبر دادهاند كه در هر شاخه آن صدها كتاب نوشته شده است. [٢] بهمنظور تبيين نقش اساسى مسلمانان در سير تكاملى اين دانش، به برخى از مهمترين شاخههاى تاريخنگارى اسلامى اشاره مىشود:
١. سيرهنگارىها و شرححالنويسى (زيستنامهها)، مانند سيره ابناسحاق و سيره حلبى;
٢. تاريخنويسى عمومى و تقويمى، مانند تاريخ طبرى، تاريخ يعقوبى، العبر ابنخلدون و اخبارالطوال دينورى;
٣. تبارنامه نويسى (نسبنامه نويسى)، مانند الانساب سمعانى، جَمهرةالنسب كلبى و انسابالاشراف بلاذرى;
٤. گاهشمارىها، مانند الايام والليالى والشهور يحيى بنزياد فراء، الشماريخ فى علمالتاريخ سيوطى;
[١] ر.ك: تاريخنگارى در اسلام ، سيدصادق سجادى و هادى عالمزاده، صص ٨١ ـ ٧١ و صص ١٤٨ ـ ١٠٩.
[٢] ر.ك: الاعلان بالتوبيخ لمن ذم اهل التاريخ ، ص ٣١٧ به بعد و تاريخ تاريخنگارى در اسلام ، ص ٢٠٧ به بعد.