تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٨٢ -           ازدواج
در نگهدارى محمد (صلى الله عليه وآله) بسيار كوشيدند. ابوطالب به اين كودك دلبستگى عميق داشت تا آنجا كه در سفر تجارتىاش به شام دورىاش را تحمل نكرد و وى را با خود برد. اين سفر، كه در سالهاى نوجوانى محمد (صلى الله عليه وآله) انجام گرفت، از نظر اقتصادى نيز مثبت ارزيابى شده است. مصاحبه بحيرا، راهب مسيحى و مژده به رسالت حضرت ختمى مرتبت در همين سفر رخ داد. [١]
محمد (صلى الله عليه وآله) ، به سبب كافى نبودن درآمد ابوطالب، تصميم گرفت مانند بسيارى از پيامبران مدتى شبانى پيشه كند. اين پيشه كه نوعى تمرين شكيبايى بود براى رويارويى با پيروان عقايد خرافى و رسوم نادرست دوران جاهليت تجربهاى مناسب بود. افزون بر اين، تهى بودن صحرا از سر و صدا و جدالهاى شهرى، فرصت خوبى براى پرورش انديشه فراهم مىآورد.
جوانى
دوران جوانى، زمان شكوفايى غرايز و گاه انحرافها و آلودگىهاى انسان است; بهويژه در فضاى تيره جامعه حجاز كه حتى كهنسالان بهگونهاى شرمآور در آلودگى بهسر مىبردند و پرچم سياه به علامت جاهليت بر فراز برخى از خانهها نصب شده بود. در اين موقعيت، محمّد جوان هرگز تحت تأثير قرار نگرفت و چنان در درستى و صداقت شهره شد كه حتى بعدها دشمنانش او را امين مىخواندند. در ٢٠ سالگى، با شركت در پيمان جوانمردى و نيكوكارى (حلف الفضول) به دادخواهى ستمديدگان برخاست.
گويا در ٢٣ سالگى در ميان مردمى متعصب، با خردمندى و فرزانگى داورى كرد و ضمن احترام به همه گروهها و شركت دادن نمايندگان همه قبايل، حجرالاسود را به جاى خويش بازگرداند. [٢]
ازدواج
خديجه، بانوى فهيم و ثروتمند مكه، از زنان نادر جزيرةالعرب بهشمار مىآمد. با آنكه دو شوهر پيشيناش بدرود زندگى گفته بودند، شادابى و جوانى خود را حفظ كرده، همچنان دست رد به سينه بزرگان و اشراف مىزد و خواستگارانش را نوميد مىساخت. او، كه تبار با
[١] السيرةالنبوية ، ج ١، صص ٢٠٧ ـ ٢٠٤ و الكامل فى التاريخ ، ابناثير، ج ١، ص ٥٦٨.
[٢] مروجالذهب ، مسعودى، ج ٢، ص ٢٧٨; به نظر ابناسحاق در اين جريان حضرت ٣٥ ساله بود. ر.ك: السيرةالنبوية ، ج١، ص٢١٨.