تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٢٨ -           فلسفه تاريخ
و روزهاى مقدس خداوند (ايام الله) را به يادشان آورد. [١]
اعتبار و ارزش دادههاى تاريخ
گروهى به علم تاريخ و دادههاى آن بسيار بدبين و بىاعتمادند. اينان علم تاريخ را نورى ضعيف مىدانند كه در مسير ناهموار زندگى كمتر مىتوان بدان اعتماد كرد. [٢] دشوارى ارزيابى دقيق علل رفتارها، روابط علّى و معلولى آنها (در تاريخ علمى)، همچنين مشكل تاثير بسيار غرضها، تعصبها، منافع و اهتمام خودكامگان و سياستمداران به تدوين تاريخ، اين بدبينى را دو چندان كرده است.
به عقيده بيشتر محققان، نگاهى چنين بدبينانه نسبت به شناسنامه تمدنها واقع بينانه نيست; [٣] زيرا اولا ماهيت برخى از وقايع بهگونهاى است كه امكان تحريف و دروغ در آنها راه ندارد; و ثانياً نمىشود همه افراد بشر را متهم كرد كه هميشه، مطابق منافع و خواستههاى خود، حوادث را ثبت و نقل كردهاند. [٤] نگاه عبرتآموز و مثبت امام على (عليه السلام) به تاريخ بر درستى اين ديدگاه گواهى مىدهد.
امام على (عليه السلام) مىفرمايد: پيمان و شخصيت خود را در گرو آنچه مىگويم قرار مىدهم و ضمانت آن را به عهده مىگيرم، بىگمان هركس به روشنى از پيشآمدهاى تاريخى و فرجام بد امتها در گذشته عبرت گيرد، پيوسته آنها را در نظر داشته باشد، ژرف در آنها بنگرد و قوانين و نواميس حركت جوامع را از آن حوادث دريابد، واقعبينى و پروادارى او را از غلتيدن در جايگاههاى شبههناك و هلاكتبار باز مىدارد. [٥]
فلسفه تاريخ
در بحث از فلسفه تاريخ بشر، حقيقت و علت وجودى و نتايج رويدادها و تحولات تاريخ
[١] سوره ابراهيم، آيه ٥.
[٢] ر.ك: مقالات رشيد ياسمى، به كوشش ايرج افشار و تاريخنگارى ، احمد تاجبخش.
[٣] ر.ك: الاعلان بالتوبيخ لمن ذم اهل التاريخ و حق و باطل به ضميمه احياى تفكر اسلامى ، مرتضىمطهرى، ص٣١ بهبعد.
[٤] ر.ك: فلسفه تاريخ ، ج ١، مرتضى مطهرى.
[٥] نهجالبلاغه ، خطبه ١٦.