تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٦٦ -           د زنان و نظام خانواده
ستمديده بودن آنها، تبعيضنژادى و هم سنگ ندانستن غيرعرب با عربها، نمودهاى ديگرى از نبودن نظام صحيح فرهنگى در جزيرةالعرب است.
آلودگى به گناهان مختلف تا آنجا پيش رفته بود كه از هنجارهاى اجتماعى شمرده مىشد، به گونهاى كه بسيارى، از ارتكاب آن احساس شرم نمىكردند; براى مثال قتل و غارت، دزدى، مىگسارى، انواع قمار و فحشا بخشى از زندگى روزانه مردم بود.
كميّتگرايى، فخرفروشىهاى بىمورد، حاكميت خرافات باز مانده از تحريف اديان، افسانههاى باستانى، اساطيرى و موهومات تخديرى، هريك نشان ديگرى از انحطاط انديشه و خالى بودن سازمان فكرى آنان از تفكر بود. [١]
افزون بر اينها، حتى در ميان بهترين قبايل يعنى قريش، شمار افراد قادر به نوشتن چنان اندك بود كه مىتوان آن را گواه روشن نقص انديشه و توجيه گر بسيارى از ضعفهاى فرهنگى دانست. [٢]
د. زنان و نظام خانواده
هرچند زن در طول تاريخ، به شكلهاى متفاوت و متناسب با موقعيتهاى فرهنگى ـ اجتماعى گوناگون با جاهليتى پايدار روبهرو بوده است; اما انديشه شى انگارانه زن مبين اوج جاهليت فرهنگى حجاز است. در اين منطقه، سرنوشت زن مقهور اراده مرد بود. زن در پذيرش يا عدم پذيرش شريك زندگى در بسيارى از موارد اختيارى نداشت.
تعدد زوجات بىقيد و شرط و رواج انواع زناشويى مانند ازدواج با خشم و زور، ازدواج دوستانه، زناشويى تعويضى، دستهجمعى، شغار و استبضاعى امنيت حقوقى و خانوادگى زن را سلب و شأن او را تا حد جانوران پايين آورده بود. [٣] هرچند ازدواج با محارم مانند مادر و خواهر ممنوع بود; ولى ازدواج با همسر پدر منع قانونى نداشت.
[١] سوره تكاثر، آيات ٢ و ٣. بلوغ الارب فى معرفة احوال العرب ، سيد محمود آلوسى، ج ٢، صص ٣٦٩ ـ ٢٨٦ و فروغ ابديت ، ج١، صص ٤١ ـ ٣٧.
[٢] ر.ك: نهجالبلاغه ، خطبه ٣٣; فتوحالبلدان ، بلاذرى، ص ٤٥٧ و المفصل فى تاريخالعرب قبلالاسلام ، ج ٨، ص١٢٠.
[٣] در ازدواج تعويضى دو مرد زنانشان را با هم عوض مىكردند. در نكاح شغار، شخص با دختر يا خواهر ديگرى ازدواج مىكرد تا او نيز با خواهر يا دختر او ازدواج كند. در زناشويى استبضاعى، شخص همسر خود را در اختيار مردى كه از شجاعت و يا صفات پسنديده ديگر داشت قرار مىداد تا از او صاحب فرزند شود. (ر.ك: نظام حقوق زن در اسلام ، مرتضى مطهرى، ص ٣٦٥ به بعد و المفصل فى تاريخالعرب ، ج ٥، صص ١٤١ و ٥٤٨ ـ ٥٢٦ به بعد)