تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٢١٢ -           زندگى امام سجاد (عليه السلام) فرازمندترين قلههاى تربيت
هزارها چيز مىگويند.... هر اندازه در اين زمينه خيالبافى بيشتر شود، از جن و ملك و بيدارى و دستورهاى خصوصى...، اين نهضت را بىمصرفتر مىكند.
... ما شرقىها مقام را بهاين مىدانيم كه گفتهشود فلان شخص اهل مكاشفه است، اهلكرامت و معجزه است. جن در تسخير دارد،... شك نيست كه امامحسين(عليه السلام)داراى مقام ملكوتى است، اما او داراى مقام جمع الجمعى است. انسان كامل است.... [١]
آن شهيد والا مقام، در بحثى ديگر ضمن خيانت بزرگ دانستن انديشه كسانى كه در صددند مكتب شهادت و جانبازى در راه عقيده و مقابله با ستمگران را به شخص امامحسين (عليه السلام) محدود سازند و به شكلى محترمانه دستور خصوصى جلوه دهند، مىفرمايد:
فلسفه امامت و پيشوايى، نمونهبودن و سرمشق بودن است. امام انسانِ مافوق است نه ماموفق انسان; و بههمين دليل مىتواند سرمشق بشود.... به هر نسبت كه ما شخصيتها و حادثهها را جنبه اعجازآميز و مافوق انسانى بدهيم، از مكتب بودن و از رهبر بودن و تكرارپذير بودن خارج كردهايم. [٢]
زندگى امام سجاد (عليه السلام) فرازمندترين قلههاى تربيت
ششمين معصوم ملقب به زينالعابدين تنها فرزند باقىمانده از امام سوم (عليه السلام) و شاه زنان، دختر يزدگرد، بود. [٣] هرچند او همراه پدر براى جهاد و فداكارى به كربلا آمده بود; ولى به مصلحت الهى بيمار شد و از وظيفه جهاد معذور گرديد. از اين رهگذر، رشته امامت تداوم يافت و مشعل خونْ رنگ حماسه عاشورا پرفروغ و جاودانه ماند.
يزيدبنمعاويه (٦٤ ـ ٦١ هـ .ق)، عبداللهبنزبير (٧٣ ـ ٦١ هـ .ق)، معاويةبنيزيد (چند ماه از سال ٦٤ هـ .ق)، مروانبنحكم (نه ماه از سال ٦٥ هـ .ق)، عبدالملكبنمروان (٨٥ ـ ٦٥ هـ .ق) و وليدبنعبدالملك (٩٤ ـ ٨٦ هـ .ق) فرمانروايان دوران امامت آن حضرت (عليه السلام) بودند.
اين دوره در باور بسيارى از محققان، دوره نوميدى از پيروزى حركت مسلحانه است; زيرا مسلم شده بود كه حاكمان آمادهاند حتى به بهاى كشتن فرزند پيامبر و اسيركردن زنان و فرزندان او، از حكومت خود حراست كنند. اختناق و وحشت همه جانبه حاكم، هرگونه
[١] همان ، صص ٨٧ ـ ٨٤. (با اندكى تصرف)
[٢] همان ، ص ٢٩٢. (با اندكى تصرف)
[٣] كشف الغمة فى معرفة الائمه ، ج ٢، ص ٣٠٢; اصول كافى ، ج ٢، ص ٣٦٨ و شيعه در اسلام ، ص٢٦١.