تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٢٤١ -           امام (عليه السلام) و رخدادهاى مهم سياسى
هرچند درباره زيد و ادعا يا عدم ادعاى امامت وى گزارشهاى ضد و نقيضى نقل شده است; ولى براساس برخى از رواياتى كه مورد قبول است، زيد امامت امامان معصوم عصر خود را باور داشت و از پيروان آنها شمرده مىشد. [١] امامصادق (عليه السلام) درباره زيد مىفرمايد:
خدا رحمت كند او را فردى مؤمن، عارف، عالم و راستگفتار بود كه اگر پيروز مىشد، [ به پيمان خود ] وفا مىكرد و اگر زمام امور را بهدست مىگرفت، مىدانست آن را به چه كسى بسپارد. [٢]
آن حضرت در روايتى ديگر فرمود: عمويم زيد مردم را به رهبرى شخص برگزيده از آلمحمد (صلى الله عليه وآله) فرا مىخواند و آن شخص من هستم. [٣]
براساس روايتى، زيد مىگفت: در هر زمانى، يك تن از ما حجت خداست و حجت زمان ما برادرزادهام جعفربنمحمّد است. هركس از او پيروى كند، گمراه نمىشود; و هر كه با او مخالفت ورزد، هدايت نمىشود. [٤]
بدينترتيب، مىتوان گفت قيام با شكوه و شورانگيز زيدبنعلى (عليه السلام) ، قيامى اصيل و مورد رضايت معصوم (عليه السلام) بوده است. هرچند ائمه (عليهم السلام) خود را تنها در چارچوب يك انقلاب سياسى يا تغيير فرهنگى و يا اصلاح اجتماعى محدود نمىكردند و حركتى فراگير داشتند; ولى بىترديد از هر اقدام ستمستيز با توجه به مقتضيات زمان، پشتيبانى مىكردند. [٥]
براين اساس، اگر امام صادق (عليه السلام) دعوت ابوسلمه، ابومسلم و يا برخى ديگر از جنبشهاى انحرافى يا افراطى را نمىپذيرد، بهسبب شناخت موقعيت و اهداف انحرافى و ناخالص گردانندگان آنها است. اندكى توجّه به محتواى نامه ابومسلم به منصور عبّاسى، براى درك
[١] البته برخى از افرادى كه تحت فرماندهى زيد مبارزه كردند بعد از شهادت زيد ـ عليه الرّحمة ـ قائل به امامت او و فرزندانش شدند. بررسى صحت و سقم انتساب اين عقايد به زيد و نقد و بررسى اين عقايد و برداشتها از دين و... از حوصله اين بحث خارج است. ( معجم رجال الحديث ، ج ٧، صص ٣٥٦ ـ ٣٥٤; بحارالانوار ، ج ٤٦، ص ١٧٢ و ٢٠٥ و سيره و قيام زيدبن على (عليه السلام) ، حسين كريمان، ص ٤٥ به بعد)
[٢] عيون اخبار الرضا ، باب ١٢٥.
[٣] قاموس الرجال ، محمدتقى تسترى، ج ٤، ص ٥٧٠.
[٤] امالى صدوق ، ص ٣٢٥; اختيار معرفة الرجال ، طوسى، ص ٣٦١; بحارالانوار ، ج ٤٦، ص ١٧٢; عيون اخبارالرضا (عليه السلام) ، صدوق، ج ١، ص ٢٢٥ و شخصيت و قيام زيدبنعلى ، رضوى اردكانى، ص ١٧٢ به بعد.
[٥] ر.ك: امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ، محمدتقى مدرسى، ص ١٧٠ به بعد.