تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٨٤ -           دعوت پنهانى و تبليغ عملى
داده بود، اينبار در غار حرا آيات الهى را بر رسول خدا فرود آورد و گفت: بخوان. حضرت محمد (صلى الله عليه وآله) كه در حالتى عجيب فرو رفته بود، گفت: خواندن نمىدانم. صداى جبرئيل دوباره در جانش پيچيد كه آشكارا گفت: بخوان، اى محمد! محمد (صلى الله عليه وآله) پرسيد: چه بخوانم؟! جبرئيل پاسخ داد: بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. انسان را از خون بسته شده آفريد. [١] بخوان و پروردگار تو كريمترين كريمان است. آن خدايى كه بشر را علم نوشتن به قلم را آموخت. [٢]
با دريافت وحى، هيجان همه وجود پيامبراسلام را فرا گرفت; زيرا با دنياى بزرگ و عالىتر پيوند يافته بود. آرامش ارتباط با فرشتگان با اضطراب سنگينى بار رسالت درآميخت و او را با تجربهاى نوين روبهرو ساخت. بدين ترتيب، بزرگترين انقلاب جهان آغاز شد; انقلابى الهى و بر پايه بينش توحيدى.
على (عليه السلام) كه بيشتر عمر ده سالهاش را در خانه محمد (صلى الله عليه وآله) گذرانده و زير نظر او پرورش يافته بود، همراه خديجه (عليها السلام) به استقبالش آمد. مشاهده نشانههاى فرود آمدن فرشته وحى، كه سراسر وجود محمد (صلى الله عليه وآله) را غرق نور و چهرهاش را برافروخته ساخته بود، سبب شد تا اين دو تن بعد از گواهى به يگانگى خدا به رسالت آن حضرت (صلى الله عليه وآله) گواهى دهند و افتخار سبقت در ايمان را به دست آورند. [٣]
دعوت پنهانى و تبليغ عملى
از آنجا كه عربستان دورانى طولانى به شرك و بت پرستى آلوده بود و مردم در مرداب خرافهها و تعصبها روزگار مىگذراندند، اعلان يكباره دعوت توحيدى و شوريدن دفعى عليه همه مظاهر جاهليت، جز براى گروه خاصى از اهل معرفت، قابل تحمل نبود. رسولخدا، با عنايت به اينكه انديشه قوى و ايدئولوژى غنى شرط اصلى اصلاحات عميق و ريشهدار است نه شرط كافى، تبليغ و دعوت پنهانى خود را آغاز كرد تا با كادرسازى مناسب،
[١] اقرء باسم ربك الذى خلق. خلق الانسان من علق. اقرء و ربك الاكرم الذى علّم بالقلم. علّم الانسان ما لم يعلم.... (سوره علق، آيات ٤ ـ ١)
[٢] السيرةالنبوية ، ج ١، صص ٢٧٤ ـ ٢٦٣; الكامل فى التاريخ ، ج ١، ص ٥٧٤; التفسير الكاشف ، ج ٧، صص ٥٨٧ ـ ٥٨٥ و مروج الذّهب ، ج ٢، ص ٢٨٢.
[٣] السيرةالنبوية ، ج ١، صص ٢٨١ ـ ٢٦٩ و مروج الذهب ، ج ٢، ص ٢٨٣.