تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٧١ -           ارزيابى امام على(عليه السلام) از عصر جاهليت
محكوم است. آن حضرت در فرازى از نهجالبلاغه ، عدم انديشه و تفقه در دين، بهكار نبردن خرد در خداشناسى و ميراثدار فرهنگ منحط گذشته بودن را جاهليت دانسته است. پيروى از پيشوايان ستمگر، كه بر اساس تعصب جاهلى حكم مىرانند نيز در نهجالبلاغه ، جاهليت شمرده شده و مورد نهى قرار گرفته است. [١]
ارزيابى امام على(عليه السلام) از عصر جاهليت
چنانكه مشاهده شد، جهان آن روز آميزهاى از انديشههاى خشك و غرضآلود كشيشان و كاهنان، افكار پريشان روحانيان زرتشتى و موبدان و بساط تبذير و اسراف و تجملپرستى درباريان بود و جز اختلاف عميق طبقاتى، تهىدستى، شلاق خوردن و سوختن محرومان چيزى در آن مشاهده نمىشد. در جزيرةالعرب ارزشها پوستين وارونه پوشيده، اديان سابق چنان در دام تحريف و تغيير گرفتار بود كه حتى عبارتهاى تورات و انجيل واقعى مورد ترديد قرار مىگرفت. امام على (عليه السلام) بهعنوان روايت گر مستقيم آن وضعيت اسفبار، مىفرمايد:
خداوند حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) را، وقتى كه مدتى از بعثت پيامبران پيشين گذشته بود، به رسالت فرستاد. در حالى كه ملتها در خوابى عميق فرو رفته، فتنه و فساد جهان را فرا گرفته بود; كارهاى خلاف در ميان مردم منتشر شده، آتش جنگ زبانه مىكشيد و دنيا بىنور و پُر از نيرنگ گشته بود; برگهاى درخت زندگى به زردى گراييده و از ثمره زندگى خبرى نبود; آب حيات انسانى به زمين فرو رفته و نشانههاى هدايت به كهنگى گراييده بود. پرچمهاى هلاكت و بدبختى آشكار شده، دنيا با چهره زشت و كريه به اهلش مىنگريست و خشمآلود با طالبانش روبهرو مىشد. ميوه درخت آن، فتنه و غذايش، مردار بود. در درون، وحشت و اضطراب و در بيرون، شمشير حكومت مىكرد. [٢]
خداوند سبحان حضرت محمد (صلى الله عليه وآله) را برانگيخت. در حالى كه مردم روى زمين داراى مذاهب پراكنده، خواستههاى ضد و نقيض و گروههاى متفرق بودند. دستهاى خدا را به مخلوقش تشبيه مىكردند، گروهى ملحد و منكر بودند و جمعى معبودهايى جز خداى يگانه داشتند. اما او آنها را از گمراهى رهانيد و از جهالت نجات بخشيد. [٣]
[١] نهجالبلاغه ، خطبه ٩٣ و ١٦٦ و ر.ك: الصّحيح من سيرة النّبى الاعظم (صلى الله عليه وآله) ، ج ٢، صص ٢٦ ـ ٢٤.
[٢] نهجالبلاغه ، خطبه ٨٩.
[٣] همان ، خطبه اول.