قاعده لاحرج - حسينى خواه، سيدجواد؛ تقريربحث شيخ محمّدجواد فاضل لنكرانى - الصفحة ٤٠ - انواع حكم حرجى
الحكم أو حرجاً طارئاً عليه إتّفاقاً، فهي شريعة سهلة سمحة ...» [١].
ايشان اين برداشت را دارند كه خداوند با بيان اين آيه شريفه، حكم حرجى را از دين (شريعت) برداشته است و در انتهاى عبارت نيز مىفرمايند: «پس، دين اسلام شريعت آسانى است». بنابراين، بيان علّامه رحمه الله در مورد آيه شريفه، هم با اين معنا سازگارى دارد كه بگوييم خداوند دينش را دين آسانى قرار داده است؛ پس، هر موردى كه حرج وجود داشته باشد، حكم برداشته مىشود؛ و هم با بيان قبلى سازگار است كه خداوند مىفرمايد: هر حكمى كه جعل كردهام، آسان است و به هيچ عنوان حكم حرجى براى بندگان جعل نكردهام.
از ميان مفسّرين عامّه نيز «ابن كثير» شبيه همين معنا را ذكر مىكند كه «مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ» يعنى: «ما كلّفكم ما لا تطيقون وما ألزمكم بشيء يشقّ عليكم إلّاجعل اللَّه لكم فرجاً ومخرجاً» [٢]؛ بدين معنا كه خداوند آن چه را كه حرجى و خارج از طاقت شماست، تكليف نكرده و شما را ملزم به آن ننموده است؛ مگر آن كه چاره و گشايشى در آن براى شما قرار داده است. به عنوان مثال: نماز واجب است و در وطن بايد چهار ركعتى خوانده شود؛ ولى در سفر به جهت تحقّق حرج و مشقّت دو ركعتى است.
نتيجه آن كه «وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ» تعليل براى «وَ جهِدُوا فِى اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِى» است نه آن كه تعليل براى «هُوَ اجْتَبَل- كُمْ» باشد. در اين صورت، آيه شريفه در معنا و بيان سوّم از احتمال پنجم ظهور دارد و مىفرمايد: در انجام واجبات و ترك محرّمات بايد نهايت تلاش و كوشش خود را انجام دهيد؛ چرا كه خداوند هيچ حكم حرجى براى شما جعل نكرده است و اگر حكمى به حدّ حرج رسيد، آن را از شما نمىخواهد.
[١]. الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٤، ص ٤١٢.
[٢]. اسماعيل بن كثير القرشي الدمشقي، تفسير القرآن العظيم، ج ٣، ص ٢٣٦.