قاعده لاحرج - حسينى خواه، سيدجواد؛ تقريربحث شيخ محمّدجواد فاضل لنكرانى - الصفحة ٥٦ - روايات وارد در ذيل آيه حرج
«رساله عدديّه» شان به وثاقت او شهادت داده است. [١] مرحوم شيخ كلينى رحمه الله در جلد پنجم «كافى» در باب «فضل نكاح الأبكار» روايتى را نقل مىكند كه دلالت دارد «عبدالأعلى مولى آل سام» همان «عبدالأعلى بن أعين» است و اين دو راوى، دو فرد نيستند [٢]؛ لكن مرحوم شيخ طوسى رحمه الله معتقد است كه اينها دو نفر هستند و لذا، اسم هر دو را به طور مستقلّ و جداگانه ضمن ياران و اصحاب امام صادق عليه السلام ذكر مىكند [٣]. برخى از بزرگان نيز به همين دليل به روايت اشكال مىكنند و مىفرمايند: روايت از نظر سند اعتبارى ندارد؛ چرا كه وثاقت «عبدالأعلى مولى آلسام» ثابت نيست. [٤] امّا به نظر مىرسد، ظاهراً هر دو راوى يكى هستند و قراينى نيز بر ترجيح سخن مرحوم كلينى رحمه الله وجود دارد كه در جاى خود بيان شده است. نتيجه آن كه روايت از نظر سند اشكالى ندارد و معتبر است.
دلالت روايت: در اين روايت، راوى به امام صادق عليه السلام عرض مىكند: كه به زمين افتادم و ناخنم قطع شد، پارچهاى را بر انگشتم بستم، هنگام وضو چه كنم؟ حضرت فرمودند: حكم اين پرسش و امثال آن از كتاب خدا بدست مىآيد؛ زيرا، خداوند فرموده كه در دين بر شما حرجى قرار داده نشده است؛ پس، بر آن مسح كن.
اين روايت، از روشنترين روايات براى اثبات قاعده است؛ چراكه امام عليه السلام به صراحت حكم مسأله را به كتاب خدا ارجاع داده و فرمودهاند كه امثال و نظاير اين موضوعات را از قرآن استفاده كنيد. اگر در روايات ديگر اين احتمال وجود داشت كه «نفى حرج از قبيل حكمت حكم است و نه علّت»، امّا در اين روايت چنين شائبهاى وجود ندارد و صريحاً نفى حرج، علّت حكم بيان شده است.
[١]. به نقل از: السيّد ابوالقاسم الموسوى الخوئى، پيشين، ج ٩، ص ٢٥٤.
[٢]. محمّد بن يعقوب الكلينى، الكافى، ج ٥، ص ٣٣٥.
[٣]. محمّد بن الحسن الطوسى، رجال الطوسى، ص ٢٤٢.
[٤]. السيّد ابوالقاسم الموسوى الخوئى، موسوعة الإمام الخوئى، التنقيح فى شرح العروة الوثقى، ج ٥، ص ٢٠٥ و ج ٦، ص ١٤٥؛ و نيز معجم رجال الحديث، ج ٩، ص ٢٥٨.