قاعده لاحرج - حسينى خواه، سيدجواد؛ تقريربحث شيخ محمّدجواد فاضل لنكرانى - الصفحة ٤٩ - روايات وارد در ذيل آيه حرج
اين حكم استحبابى است. [١] اين احتمال نيز بسيار بعيد است؛ زيرا، همانگونه كه بيان شد، قاعده لاحرج با تكليفهاى الزامى برخورد دارد، نه تكليفهاى استحبابى.
٤) وعنه، عن فضالة بن أيّوب، عن الحسين بن عثمان، عن سماعة بن مهران، عن أبيبصير، قال: قلت لأبيعبداللَّه عليه السلام: إنّا نسافر، فربّما بلينا بالغدير من المطر يكون إلى جانب القرية، فتكون فيه العذرة، ويبول فيه الصبيّ، وتبول فيه الدابّة، وتروث؟ فقال عليه السلام: «إن عرض في قلبك منه شيء فقل هكذا، يعني: أفرج الماء بيدك، ثمّ توضّأ، فإنّ الدّين ليس بمضيّق؛ فإنّ اللَّه يقول: «مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ»». [٢] سند روايت: «عنه» منظور شيخ طوسى رحمه الله است؛ «فضالة بن أيّوب» ثقه است [٣]؛ «حسين بن عثمان»: بين رجال متعدّد مشترك است، منتهى همه آن افراد ثقه مىباشند؛ بنابراين، اشتراك، ضررى به او نمىزند و ثقه است [٤]؛ «سماعة بن مهران» نيز در كتابهاى رجالى توثيق شده است [٥]؛ جلالت قدر و وثاقت «ابىبصير» نيز روشن است. [٦] دلالت روايت: ابوبصير به امام صادق عليه السلام عرض مىكند كه در سفرها چهبسا به بركههايى بر مىخوريم كه آب باران در آنها جمع شده و در كنار آبادى است و انواع نجاسات در آن يافت مىشود؛ فضولات انسان در آن افتاده، بچهها در آن ادرار كرده و ممكن است حيوانات نيز در آن ادرار كرده و يا سرگين آنها در آب باشد، چه كنيم؟
[١]. ناصر مكارم الشيرازى، پيشين، ص ١٦٨.
[٢]. محمّد بن حسن الحرّ العاملى، پيشين، ج ١، ص ١٦٣، باب ٩ از ابواب الماء المطلق، حديث ١٤.
[٣]. ر. ك: احمد بن على النجاشى، پيشين، صص ٣١٠ و ٣١١، شماره ٨٥٠.
[٤]. ر. ك: السيّد ابوالقاسم الموسوى الخوئى، معجم رجال الحديث، ج ٦، صص ٢٩- ٢٥.
[٥]. ر. ك: احمد بن على النجاشى، پيشين، صص ١٩٣ و ١٩٤، شماره ٥١٧.
[٦]. ر. ك: السيّد ابوالقاسم الموسوى الخوئى، پيشين، ج ١٤، صص ١٥٢- ١٤٠.