قاعده لاحرج - حسينى خواه، سيدجواد؛ تقريربحث شيخ محمّدجواد فاضل لنكرانى - الصفحة ٣٨ - احتمالات موجود در معناى
استفاده كنيم تا بتوانيم حكمى را كه مستلزم حرج است، برداريم؛ امّا مطابق اين بيان، جعل احكام براى ايجاد حرج نيست، هرچند حرجى باشند.
سؤالى كه در مورد اين بيان مطرح مىشود، آن است كه آيا آيه شريفه در اين معنا ظهور دارد؟
در پاسخ بايد گفت: به نظر مىرسد اين بيان نيازمند تقدير است و لازم است كه در آيه كلمه «غرض» قبل از «حرج» در تقدير گرفته شود؛ يعنى گفته شود: «من حرج» يعنى «لغرض الحرج»؛ بدين معنا كه خداوند در دين اسلام احكام را به هدف اين كه بندگان را به حرج بيندازد، جعل نكرده است. لكن از آنجا كه تقدير بر خلاف اصل است، نمىتوان اين معنا را از آيه شريفه استفاده نمود.
٢) بيان دوّم آن است كه بگوييم آيه شريفه مىفرمايد: دين اسلام، دين سخت و حرجى نيست. به عبارت ديگر، بيان مىكند تمامى احكام اسلام، سهل و آسان است؛ و اگر در موردى نيز حرج وجود دارد و انجام عملى براى انسان مشكل است، در ظاهر و به حسب ظاهر است و الّا در واقع چنين نبوده و آن حكم، حكمى سهل است.
معناى آيه شريفه با اين حديث پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه مىفرمايد: «لم يرسلني اللَّه بالرهبانيّة، ولكن بعثني بالحنيفيّة السهلة السمحة ...» [١] يكى مىشود؛ و يا روايتى كه مىفرمايد: «إنّ هذا الدّين يُسر ...» [٢].
بر اساس اين بيان نيز به مدّعا نمىرسيم؛ چرا كه خداوند- مطابق اين بيان- خبر مىدهد كه هر چه جعل كرده، سهل و آسان بوده و حرجى نيست؛ نه آن كه اگر حرجى پيش آمد، بندگان مىتوانند دست از آن حكم بردارند.
٣) بيان سوّمى كه مطرح شده، آن است كه خداوند به وسيله «مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ» مىفرمايد: احكام تا زمانى اعتبار دارند كه مستلزم حرج نباشند.
بنابراين، منظور از آيه اين است كه هرگاه در اثر عمل به احكام و الزامات شرعى، مكلّف
[١]. محمّد باقر المجلسى، بحارالأنوار، ج ٢٢، ص ٢٦٤.
[٢]. على بن بلبان الفارسى، صحيح ابن حبّان بترتيب ابن بلبان، ج ٢، صص ٦٣ و ٦٤؛ احمد بن الحسين بن على البيهقى السنن الكبرى، ج ٣، ص ١٨؛ احمد بن شعيب النسائى، سنن النسائى، ج ٨، صص ١٢٣ و ١٢٤.