معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣ - ريشههاى معاد در اعماق فطرت
زيرا باور نمىتوان كرد مسألهاى فطرى نباشد و بتواند با اين استحكام، خود را در تمام طول تاريخ و پيش از آن تا دورترين زمان هايى كه امروز شعاع كم رنگى از آن در ذهن و فكر ما تابيده است حفظ كند.
اينگونه مسائل ريشه دار كه هرگز از بشر جدا نمىشود حتماً يك هسته غريزى و فطرى دارند و به همين دليل، هميشگى و جاودانى خواهند بود.
«ساموئيل كنيگ» جامعه شناس معروف، تصريح مىكند كه:
«اسلاف انسان امروزى- كه آثار آنها در حفريات به دست آمده- يعنى «نئاندرتالها» داراى مذهب بودهاند، به دليل اينكه مردههاى خود را به وضع مخصوصى به خاك مىسپردند و ابزار كارشان را كنارشان مىنهادند و بدين طريق عقيده خود را به وجود دنياى ديگر به ثبوت مىرساندند». [١]
مىدانيم انسانهاى نئاندرتال دهها هزار سال قبل مىزيستهاند، به هنگامى كه هنوز نه خط اختراع شده بود و نه تاريخ بشر آغاز گشته بود.
درست است كه در زندگى پس از مرگ- هر چه باشد- ابزار زندگى فعلى به كار نمىآيد، اما منظور اين است كه اين اعمال گواه بر ايمان اسلاف انسان امروزى به زندگى پس از مرگ است.
نخستين خط ابتدايى پا به مرحله وجود مىگذارد و انسان مىتواند شرح سرگذشت خود را براى آيندگان در دل تاريخ بنويسدو ثبت نمايد، در اينجا از همه پيشگامتر مردم مصر هستند كه به گفته مورخ معروف «آلبرماله»: «در ميان تواريخى كه از ملل دنيا در دست داريم تاريخ ملت مصر از همه قديميتر مىباشد، زيرا وقايعى را ذكر مىكند كه در زمانى
[١]. جامعهشناسى ساموئيل كنيگ، جلد اول، صفحه ٢٩١.