معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١ - ٣- عدم انطباق بزرگ و كوچك
آيا همانطور كه دهان ترشح بزاق، و كبد ترشح صفرا مىكند، مغز هم فعاليت فكرى دارد و با خاموش شدن مغز روح هم نابود مىگردد؟ و يا مانند سفينههاى فضاپيماست كه هنگامى كه موشكهاى چند مرحلهاى آنها را به پرواز درآورند، اين موشكها يكى پس از ديگرى از سفينه جدا مىشوند و آن سفينه با دريافت سرعت لازم به پرواز و پيشروى خود همچنان ادامه خواهد داد، روح آدمى هم پس از جدا شدن از بدن در جهان ارواح مىماند و به پيشروى خود ادامه مىدهد.
تاكنون دلايلى براى اثبات نظريه استقلال روح ذكر كردهايم و اكنون به سراغ دليل ديگرى مىرويم:
فرض كنيد در كنار درياى زيبايى نشستهايم، چند قايق كوچك و يك كشتى عظيم روى امواج آب در حركتند، آفتاب را مىبينيم كه از يك سو غروب مىكند و ماه را مىبينيم كه از سوى ديگر در حال طلوع كردن است.
مرغهاى زيباى دريايى دائماً روى آب مىنشينند و بر مىخيزند و در يك سمت ما كوه عظيمى سر به آسمان كشيده است.
اكنون ما لحظاتى چشم خود را مىبنديم و آنچه را ديدهايم در ذهن خود مجسم مىنماييم: كوه با همان عظمت، دريا با همان وسعت، و كشتى عظيم با همان بزرگى كه دارد در ذهن ما مجسم مىشوند و همانند تابلوى فوق العاده بزرگى در برابر روح ما يا در درون روح ما وجود دارند.
حالا اين سؤال پيش مىآيد كه جاى اين نقشه بزرگ كجا است؟
آيا سلولهاى فوق العاده كوچك مغزى مىتواند چنين نقشه عظيمى را در خود بپذيرد؟
مسلماً نه، بنابراين بايد ما داراى بخش ديگرى از وجود