معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١ - خفتگان شهر افسوس
مِنْ أَمْرِنا رَشَدًا
فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنينَ عَدَدًا.
ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَدًا» «وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَساءَلُوا بَيْنَهُمْ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْفَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعامًا فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَ لْيَتَلَطَّفْ وَ لا يُشْعِرَنَّ بِكُمْأَحَدًا.
إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعيدُوكُمْ في مِلَّتِهِمْ وَ لَنْ تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا.
وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقُّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فيها»
«به خاطر بياوريد هنگامى را كه آن جوانان به غار پناه بردند و در آن مسكن گزيدند و به پيشگاه خدا عرضه داشتند: پروردگارا! رحمتت را بر ما بفرست و راه راستى پيش پاى ما بگذار و ما را از اين حادثه نجات بده.
سپس ما سالها پردهاى (از خواب سنگين) بر گوش آنها افكنديم و بعد از آن آنها را بيدار ساختيم تا روشن گردد كدامين گروه كه در مقدار خواب آنها گفتگو داشتند حساب آن را بهتر نگاه داشتهاند». [١]
«و اين گونه آنها را بر انگيختيم تا از يكديگر پرسش كنند. يكى از آنها پرسيد: چقدر در اين جا درنگ كردهايد؟
گفتند: يك روز يا كمتر (سپس از روى قرائنى به ترديد افتادند و) گفتند: پروردگار شما از مدت توقف (و خواب) شما آگاهتر است اكنون يك نفر را با اين پول به شهر بفرستيد تا غذاى پاكيزهاى براى شما بياورد و بايد با نهايت ملايمت
[١]. سوره كهف (١٨)، آيه ١٠ تا ١٢.