معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤ - دو ترسيم مختلف از چشم انداز سرنوشت انسان
شكسته شدن يك زندان وحشتناك؟
آزاد شدن از يك فقس كوچك و تنگ و گشوده شدن دريچهاى به سوى جهانى وسيع و روح پرور، دور از آلايش ماده اين جهان، پاك از غمها و اندوهها، رنجها و خصومتها، دروغها و بى عدالتىها، ستمگرىها و تن به ستم دادنها، تنگ چشمىها و كوته نظرىها، كينه توزىها و جنگها و آنچه در اين جهان محدود و زندگى پر دردسر رخ مىدهد و با جان و سرشت آدمى بيگانه است، كدام يك؟ ...
قطع نظر از اين كه كدام يك از اين دو «چشم انداز» به حقيقت و منطق نزديكتر است- كه طبعاً در بحثهاى آينده از آن سخن خواهيم گفت- اولى چقدر تاريك و وحشت زا و هولانگيز و درد آلود است، و دومى چقدر زيبا و دلپذير و دلانگيز و آرام بخش.
تصوير مرگ در قيافه نخست كافى است كه همين شربت زندگى را- هر قدر هم زندگى مرفه باشد- در كام آدمى تلخ و ناگوار سازد و يا او را براى فرار از مرگ به تن در دادن به هر چيز وادارد و در برابر هر شرطى تسليم كند.
در حالى كه تصوير آن در چهره دوم، مىتواند شربت زندگى گوارا و شربت شهادت را در راه حق و هدفهاى پاك از آن گواراتر سازد و به انسان بگويد به خاطر اين زندگى در برابر هر شرطى تسليم نشو، و به هر قيمتى آن را مپذير، آزادباش و از مرگ افتخارآميز نترس! خلاصه مرگ هميشه وحشتناك نيست، گاهى اين زندگى از آن وحشتناكتر است.