معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٦ - فلسفه آفرينش مىگويد عالم پس از مرگ وجود دارد
احساسى را داشتهاند.
ولى شايد قبلًا هم اشاره كرده باشيم كه براى حل اينگونه سؤالات به ظاهر پيچيده بايد از نقاط روشن و ساده شروع كرد، همان نقاط روشنى كه «دكارت» فيلسوف معروف فرانسوى مكتب خود را روى آن بنا نهاد.
فرض كنيد از كنار شهرى عبور مىكنيم در بيرون شهر چشم ما به ساختمان عظيم و پرشكوهى مىافتد كه تازه از زير دست نقاش بيرون آمده، از آن ديدن مىكنيم، اسلوب جالب، نقشه عالى، معمارى خيره كننده، روشنايى كافى، و انتخاب صحيح مصالح، تحسين و اعجاب ما را بر مىانگيزد، ما از نظر اصولى هر چيزى را در جاى خود و حساب شده مىيابيم، اما نمىدانيم اين ساختمان پرشكوه براى چه ساخته شده است؟
آيا عقل و منطق به ما اجازه مىدهد كه فكر كنيم تمام اجزاء اين ساختمان حساب شده و روى هدف است، اما مجموعه آن بيهوده و بى هدف است؟ قطعا نه، آن كس كه در كوچكترين جزء هدفى را داشته چگونه ممكن است كل را فراموش كند؟
حالا به درون كارگاه عظيم وجود خودمان فرو مىرويم قلب را مىبينيم كه با صداى موزن و حركات منظم و پىدر پى خود بدون يك لحظه توقف در وسط سينه ما ايستاده و كار مىكند، آنچه درباره ساختمان قلب شنيدهايم از دريچهها، بطنها، دهليزها، رگهاى خارج كننده خون و رگهاى داخل كننده خون، همه را در جاى خود مىبينيم كه هر كدام هدفى دارند و به دنبال آن در حركتند، حتى يك جزء زائد و بى هدف در اين تلمبه خودكار نمىبينيم، و كار آن تغذيه و تهويه و سيراب كردن و