معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٣ - ٣- خواب و رؤيا
آنها بطور متناوب با گذشت شب و روز تعطيل مىشود. [١]
اما اينكه چطور مىشود مغز انسان قسمتى از فعاليتهاى خود را تعطيل مىكند و د رخواب فرو مىرود و فعاليتهاى جسمى به صورت كند و ملايم در مىآيد، و به زبان ساده چه مىشود كه انسان خوابش مىبرد؟ اين سؤالى است كه پاسخهاى فراوانى به آن داده شده است، و مهمترين آنها سه نظريه زير است:
١- نظريه عامل فيزيكى
٢- نظريه عامل شيميايى
٣- نظريه عامل عصبى
نخستين نظريه مىگويد:
خواب عامل فيزيكى دارد و علت اصلى آن انتقال خون از مغز به سوى قسمتهاى پائين بدن و پاهاست، هنگامى كه خون متوجه قسمتهاى پائين بدن شد و كمتر به مغز رسيد مغز قسمتى از فعاليت خود را تعطيل مىكند در اين موقع مىگوئيم به خواب رفته است.
طرفداران اين نظريه براى اثبات عقيده خود، از تختخوابهاى مخصوصى استفاده كردهاند- كه تختخواب ترازويى ناميده مىشود- شخصى كه مىخواهد به خواب فرو رود روى اين تختخوابها دراز مىكشد، تجربه نشان مىدهد كه قبل از خواب رفتن سر او سنگينتر است
[١]. آرى تنها وجودى كه خواب در ذات او راه ندارد، ذات پاك خداست همان طور كه قرآن مىگويد: «لا تَاخُذُهُ سِنُة وَ لا نَوْم» هيچ گاه خواب سبك و سنگينى او را فرا نمىگيرد»- سوره بقره (٢)، آيه ٢٥٥.
و جالب اين است كه از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود: «كُلُّ حَىِّ يَنامُ ما خَلَا الله؛ همه موجودات زنده، جز ذات خداوند، مىخوابند».