معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣ - بقاى روح نشانهاى از رستاخيز است
مىبيند و احياناً پرده از حوادث «موجود» يا «گذشته» يا «آينده» بر مىدارد.
در اينجا افراد سطحى فوراً خود را راحت مىكنند و مىگويند: خواب و رؤيا كه چيز مهمى نيست، همان صحنه هايى است كه در بيدارى مىبينيم و گاهى هم فعاليت نيروى واهمه و خيال و يا روشنگر محتويات ضمير ناآگاه است.
كار نداريم كه خواب و رؤيا از كجا سرچشمه مىگيرد و نتيجه فعاليت چيست؟ و آيا مربوط به گذشته است يا آينده؟ سخن در اين است كه اين صحنههاى وسيعى را كه در عالم خواب مىبينيم لابد جايى در وجود ما دارند، آيا محل آنها سلولهاى مغزى ما و درون جمجمه ما است و يا اين نقشههاى وسيع روى تابلوى ديگرى ترسيم مىگردد.
مثلًا ما در خواب مىبينيم در باغى نشستهايم، استخر وسيعى با امواج لرزان و زيبايش در وسط باغ به چشم مىخورد، اين باغ زيبا در دامنه كوه عظيمى قرار گرفته كه شانههاى آن در آسمان پيش رفته است.
كار نداريم كه اين صحنه مربوط به گذشته ياآينده است، ولى به هر حال اين نقشه ذهنى محلى لازم دارد كه همانند يك تابلو نقاشى در آن محل پياده شود، آيا محل آن مىتواند سلولهاى مغزى باشد؟ به زودى خواهيم فهميد كه نه، پس محل ديگرى لازم دارد كه آن را «روح» مىناميم.
به هر حال در آينده خواهيم ديد كه مسئله خواب و رؤيا تا چه اندازه مىتواند پرده از روى اسرار روح بردارد و نشان دهد كه اين مسئله همان طور كه در آغاز كليدى براى راه يافتن به منطقه وسيع روح بوده است امروز هم ارزش خود را به عنوان يك دليل فلسفى و حتى يك دليل تجربى از دست نداده است.