معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٨ - حل نهايى ايراد
از مجموع آنچه گفته شد چنين نيتجه مىگيريم:
هنگامى كه پاداش و كيفر نتيجه و اثر خود عمل آدمى باشد مسئله مساوات و برابراى از نظر كميّت و كيفيت مطرح نخواهد بود اى بسا عمل به ظاهر كوچكى كه اثرش يك عمر محروميت و شكنجه و ناراحتى است و اى بسا كار ظاهراً كوچكى كه سرچشمه خيرات و بركات براى يك عمر خواهد بود.
(اشتباه نشود منظور ما از كار كوچك، از نظر مقدار زمان است والا كارها و گناهانى كه باعث خلود در عذاب مىگردد حتماً كوچك از نظر كيفيت و اهميت نخواهد بود).
بنابراين هنگامى كه گناه و كفر و طغيان و سركشى سراسر وجود انسانى را احاطه كرد و تمام بال و پرهاى روح و جان او در آتش بيدادگرى و نفاق سوخت چه جاى تعجب كه در سراى ديگر براى هميشه از نعمت پرواز در آن جهان وسيع محروم گردد، و گرفتار درد و رنج اين محروميت بزرگ باشد.
آيا به او اعلام نكردند و او را از اين خطر بزرگ آگاه نساختند؟!
آرى ... پيامبران الهى از يكسو، و فرمان خرد از سوى ديگر، به او آگاهى لازم را دادند.
آيا بدون توجه و اختيار دست به چنان كارى زدو چنان سرنوشتى پيدا كرد؟ نه، از روى علم و عمد و اختيار بود.
آياجز خودش و نتيجه مستقيم اعمالش اين سرنوشت را براى او فراهم ساخت؟ نه، هر چه بود از آثار كار خود او بود.
بنابراين نه جاى شكايتى باقى است و نه ايراد و اشكال به كسى، و نه منافاتى با قانون عدالت پروردگار دارد.