معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - انحراف از فطرت و سرگردانى در بيراههها!
انحراف از فطرت و سرگردانى در بيراههها!
«الهامات فطرى» همواره به صورت يك انگيزه ناخودآگاه و خودكار، انسان را به دنبال مسائل مختلفى كه مورد نياز روح و جسم اوست مىفرستند واگر اين الهامات فطرى نبودند، و بنا بود همه چيز را ما با آزمايش و تجربه و نيروى عقل كشف كنيم، كار بر ما بسيار مشكل مىشد.
هماهنگى اين دو دستگاه (الهامات فطرى و اكتشافات عقلى و تجربى) سبب شده است كه انسان با اين سرعت در مسير تمدن و تكامل پيشروى كند.
اما نبايد فراموش كرد كه نتيجهگيرى صحيح از اين الهامات فطرى همواره بستگى به طرز فكر و محتويات ذهنى انسان دارد، يعنى اگر افرادى از نظر تفكر و علم ضعيف و ناتوان باشند الهامات فطرى آنها به صورت منحط و ناقص و گاهى واژگونه خودنمايى مىكند.
به عبارت ديگر: الهامات فطرى بايد همواره با آب علم و دانش آبيارى شوند تا محصول زنده و ارزندهاى داشته باشند در غير اين صورت آميخته با انواع خرافات و موهومات خواهند شد و گاه ممكن است نتيجه معكوس بدهند.
مثال روشنى براى اين موضوع مىتوان زد: «غريزه جنسى» يك نوع الهام طبيعى و فطرى براى «حفظ نسل» است و انسان را براى ابقاى نسل خود بسيج مىكند، ولى اگر با افكار پست و اخلاق منحط آميخته شد، سر از فحشا بيرون مىآورد كه نابود كننده نسل است، يعنى درست در جهت عكس مقصود به جريان مىافتد.