معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٥ - منطق اسلام درباره كيفيت معاد
قلمههاى درختان، رشد و نمو پيدا كند و بدن اصلى را بسازد تا چه رسد به اينكه مقدار قابل ملاحظهاى از بدن دوم باقى بماند.
بنابراين در آستانه رستاخيز (در يك زمان كوتاه يا طولانى) اجزاى باقيمانده از هر بدن هر قدر كم باشند نمو مىكنند و پرورش مىيابند و همانند قلمه گياهان بدن نخستين را مىسازند و به سر حد اصلى و طبيعى مىرسند و اين موضوع هيچ اشكالى ايجاد نمىكند، بدن همان بدن است و شخصيت همان شخصيت و صفات و مشخصات همان صفات و مشخصات و لذا عينيت و وحدت در ميان اين دو بدن محفوظ خواهد بود.
شايد لازم به يادآورى نباشد كه اين راه حل براى مشكل آكل و مأكول، ارتباطى با فرضيه اجزاى اصلى و غير اصلى ندارد، چون تمام اجزا از نظر ما اجزاى اصلى هستند، و همه قابل جذب در بدن ديگرى مىباشند.
سؤال
تنها پرسشى كه در اينجا باقى مىماند اين است كه طبق اين نظريه، اجزاى معينى را مىتوان يافت كه روزى جزء بدن گنهكارى بوده و بعداً از طريق خاك شدن و جزء اندام گياهان گشتن، جزء بدن انسان نيكوكارى شده است، آيا بازگشت اين اجزاء كه روزى در مسير گناه و روزى ديگر در مسير عبادت بودهاند به بدن اول كه بدن گناهكار بوده است با اصل عدالت سازگار است؟
پاسخ
جواب اين سؤال با توجه به يك نكته روشن مىشود و آن اين است كه كانون آلام و دردها و همچنين آرامشها و راحتيها، روح آدمى است، و جسم