معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤ - اگر مرگ نقطه پايان باشد آفرينش جهان بيهوده خواهد بود
سد، با تشريفات و مراسم پرشكوه و جالبى آن را افتتاح كند و از همه شخصيتها براى اين مراسم دعوت نمايد.
اما فردا در جرايد بخوانيم كه آقاى مهندس، ساختمان و سدمزبور را با چند ديناميت نيرومند منفجر ساخته است و در مصاحبهاى كه با خبرنگاران انجام داد، چنين توضيح داده است كه هدف او از اين ساختمان اين بوده كه يك روز در آن استراحت كند و يا چند ساعت با قايق روى درياچه سدبه گردش پردازد!
چقدر اين سخن كودكانه و دور از عقل است؟ نه تنها يك فرد حكيم و دانشمند از چنان كار بيهوده و بى حاصلى بر كنار است، از يك آدم بى سواد هم بعيد به نظر مىرسد.
اگر تشكيلات و سازمان اين عالم پهناور را بنگريم و به عظمت و دقتى كه در ساختمان اين جهان عموماً، و انسان از نظر جسمى و روحى خصوصاً، به كار رفته بينديشيم، خواهيم دانست كه «مرگ» نمىتواند پايان زندگى بشر و نقطه توقف هستى او باشد؛ زيرا در اين صورت زندگى او و جهانى كه پيرامون اوست بى حاصل يا نامفهوم، و غير منطقى خواهد بود، و درست شبيه به كار آن كوزه گر و مهندس بيهوده كار است.
توضيح اينكه:
مطالعه جهان آفرينش هم از نظر «عظمت» و هم از نظر «دقت» اين حقيقت را اثبات مىكند كه اين جهان بيش از آنچه تصور مىكنيم وسيع و پرشكوه و اسرارآميز است.
به گفته «اينشتين» در كتاب «فلسفه نسبيت»: