معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٠ - انعكاس اين منطق در قرآن
بايد اين معنى را در حيوانات نيز بپذيريم زيرا آنها هم در حد خود ادراكاتى دارند.
خلاصه آنها مىگويند: ما احساس مىكنيم كه روح ما موجود مستقلى نيست و پيشرفتهاى معلوم مربوط به انسانشناسى نيز اين واقعيت را تأييد مىكند.
از مجموع اين استدلالات چنين نتيجه مىگيرند كه پيشرفت و توسعه فيزيولوژى انسانى و حيوانى روز به روز اين حقيقت را واضحتر مىسازد كه ميان پديدههاى روحى و سلولهاى مغزى رابطه نزديكى وجود دارد.
نقطههاى تاريك اين استدلال
به نظر مىرسد اشتباه بزرگى كه دامنگير مادىها در اينجا شده اين است كه «ابزار كار» را با «فاعل كار» اشتباه كردهاند.
براى اينكه بدانيم چگونه آنها ابزار را با كننده كار اشتباه كردهاند اجازه بدهيديكى دو مثال بياوريم:
از زمان «گاليله» به اين طرف تحولى در مطالعه وضع آسمانها پيدا شد، گاليله ايتاليايى به كمك يك عينك ساز، موفق به ساختن دوربين كوچكى شد كه بى شباهت به دوربينهاى كودكان امروز نبود، ولى البته آن روز «گاليله» بسيار خوشحال شد و شب هنگام كه به كمك آن به مطالعه ستارگان آسمان پرداخت صحنه شگفت انگيزى در برابر چشم او آشكار گرديد كه تا آن روز هيچ انسان ديگرى نديده بود، او فهميد كشف مهمى كرده است، و از آن روز به بعد كليد مطالعه اسرار جهان بالا به دست انسان افتاد.