معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٤ - ٣- خواب و رؤيا
زيرا مقدار بيشترى خون را به سوى خود جلب كرده، اما هنگامى كه به خواب رفت طرف پاها سنگينتر مىشود و نشان مىدهد كه خون متوجه به آن سمت از بدن شده است.
اين نظريه گرچه ذاتاً قابل قبول است- چون متكى به آزمايش مىباشد- ولى به هيچ وجه نمىتواند عامل اصلى خواب را نشان دهد، زيرا جاى اين سؤال باقى مىماند كه بر اثر چه عاملى خون، مغز را رها كرده و متوجه به سوى پاها مىشود و به عبارت ديگر آنها نتيجه خواب را بيان كردهاند نه عامل اصلى پديد آمدن آن را.
طرفداران نظريه دوم (عامل شيميائى) مىگويند: به هنگام تلاش و كوشش، سمومى در بدن انسان جمع مىشود كه بخشى از مغز را از كار مىاندازد و هنگامى كه اين سموم در بدن انسان جذب شد از خواب بيدار مىشود.
ولى آنها نتوانستهاند اين مطلب را روشن سازند كه چرا انسان به خواب مىرود و يك مرتبه از خواب بيدار مىشود، در حالى كه مىدانيم مسموميت يك موضوع تدريجى است و زائل شدن آن هم تدريجى، بنابراين انسان بايد تدريجاً از حالت بيدارى به حالت نيمه خواب و خواب زدگى و سپس خواب كامل فرو رود و همچنين تدريجاً بيدار شود در حالى كه چنين نيست، و اين دو پديده غالبا در يك «آن» انجام مىگيرد، البته ممكن است انسان يك ساعت در بستر بماند تا به خواب فرو رود ولى لحظه فرو رفتن در خواب يك لحظه بيش نيست، همانطور كه بيدار شدن نيز در يك لحظه انجام مىگيرد، و اين با مسأله تدريجى بودن سازگار نمىباشد.