معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٥ - ٤- پديدههاى روحى با كيفيات مادى همانند نيستند
ديگر اينكه: با گذشت زمان، فرسوده مىشوند.
از سوى سوم: قابل تجزيه به اجزاء متعددى هستند.
ولى پديدههاى ذهنى داراى اين خواص و آثار نيستند، ما مىتوانيم جهانى همانند جهان فعلى در ذهن خود ترسيم كنيم بدون اينكه احتياج به گذشت زمان و جنبههاى تدريجى داشته باشد.
از اين گذشته عكسهايى كه مثلًا از زمان كودكى در ذهن ما نقش بسته با گذشت زمان نه كهنه مىشود و نه فرسوده، و همان شكل خود را حفظ كرده است. ممكن است مغز انسان فرسوده شود ولى با فرسوده شدن مغز، خانهاى كه نقشهاش از بيست سال قبل در ذهن ما ثبت شده فرسوده نمىگردد، و از يك نوع ثبات كه خاصيت جهان ماوراى ماده است برخوردار است.
روح ما نسبت به نقشها و عكسها خلاقيت عجيبى دارد، و در يك «آن» مىتوانيم بدون هيچ مقدمهاى هر گونه نقشى را در ذهن ترسيم كنيم، كرات آسمانى، كهكشانها و يا موجودات زمينى، درياها و كوهها و مانند آن، اين خاصيت يك موجود مادى نيست بلكه نشانه يك موجود مافوق مادى است.
بعلاوه ما مىدانيم مثلًا ٢ به اضافه ٢ مساوى با ٤، شكى نيست كه طرفين اين معادله را مىتوانيم تجزيه كنيم، يعنى عدد ٢ يا ٤ را تجزيه نمائيم، ولى اين برابرى را هرگز نمىتوانيم تجزيه كنيم و بگوئيم «برابرى» دو نيم دارد و هر نيمى غير از نيم ديگر است، اين موضوع ممكن نيست، برابرى يك مفهوم غير قابل تجزيه است، يا وجود دارد و يا وجود ندارد و هرگز نمىتوان آن را دو نيم كرد.
بنابراين اين گونه مفاهيم ذهنى قابل تجزيه نيستند و به همين دليل